تبليغاتX
:::..محيا..:::

:::..محيا..:::

دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد

اصولگرايي را به مسلخ نبريد!               « مقاله از جواد شفيعي ثابت » (javad_14@noavar.com)

   سالها تلاش نيروهاي متدين و اصوگرا براي بدست آوردن قدرت براي خدمت و جهت گيري در راستايي اوامر رهبري جهت گسترش عدالت در جامعه، به انتخاب يکي از مردان اصولگرا در انتخابات اخير رياست جمهوري انجاميد.

   بيشک مهترين بخش در خدمت به مردم انتخاب کارگزاراني معتقد به اين اصل و داراي سابقه روشن و متخصص و دلسوز در عرصه هاي مديريتي کشور است.

   مطلوب آنست پس از انتخاب رئيس جمهور،تصميم به انتخاب تمامي رده هاي مديريتي تا پائين ترين بخش و رده خدمتي که قرار است انتصاب شده و يا ابقاء گردند در يک بازه مناسب زماني صورت بگيرد، تا کارهاي مملکت بواسطه دلسردي و عدم مديريت و عدم مسئوليت پذيري معطل نمانده و خدمت رساني کندنشود.

   شعارهاي رئيس جمهور منتخب که در صدر آن عدالت خواهي مي باشد ،ويژگي هاي را براي انتخاب کارگزاران به ذهن متبادر مي کند از جمله،ساده زيستي،مردمي بودن،حسن شهرت و سابق  و عملکرد،توان کار شبانه روزي و روحيه خدمت گذاري و از خود گذشتگي،که البته بايد علاوه بر اين ويژگي ها ديدگاه خوب رئيس جمهور منتخب را هم مد نظر داشت و آن تغيير و رويکرد به مديران جوان و تازه نفس و کار آمد و به نوعي به روز رساني مديريت در بدنه کشور.

   از انتخاب وزيران کابينه آقاي احمدي نژاد اين شور شعف در دل جوانان و مديران تازه نفس و آحاد مردم شکل گرفت که رويکرد تازه اي در انتخاب مديران در کشور در حال شکل گيري است و آن انتخاب جوانان مدير و اصولگرا و متخصص که علاقه و پشتکار خدمت به مردم بارزترين ويژگي آنها به شمار ميرفت.

   اما آنچه قصد دارم به آن برسم اين سوال است که آيا فقط اين تغيير و تحول در سطح کلان بايد صورت مي گرفت؟آيا بدنه اجرائي کشور در سطح استانها که سالها ست مديريت افرادي را بر خود مي بيندکه از يک اداره به اداره ديگر و از پستي به پست ديگر فقط نام سازمان مديريتي شان عوض ميشود؟

    در طول چند هفته اخير مديراني در استان يکي پس از ديگري انتصاب ميشوند و يا نام آنها براي فرمانداري و ادارات ديگر به گوش ميرسد ، نه اينکه برخي ويژگي هاي مدير در يک دولت عدالتخواه را ندارند بلکه نوگرائي و جوانگرائي در انتصاب مديران هم به چشم نمي خورد!

    مرور بر سابقه نامهاي که طرح ميشود جاي هيچ شک و شبه اي را باقي نمي گذارد که استفاده نکردن از تمامي پتانسيل مشورتي و مديريتي در استان مصداق همان مثال معروف را دارد که چون نهدخشت اول معمار کج، تا ثريا ميرود ديوار کج!!

    از طرفي با کمال تاسف عده اي از افراد فرصت طلب که هيچ چيز جز داشتن مديريت براي آنها مهم نيست خود را در هر دولتي به رنگي در مي آورند و چنبره مديريتي خود را در استان مستحکم تر مي نمايند. خيل عظيم جوانان متدين و متخصص در استان که چشم اميد داشتند با شروع به کار رئيس جمهور محبوب،با تغييرات بنيادي در مديريت کشور راه را براي شکوفائي استعدادها جهت بالندگي استان ببينند، خمچنان اين چشمها به در است!؟

   ذکر اين نکته جهت مطالعه خالي از لطف نيست ،حجت‌الاسلام والمسلمين كروبي كه خود از سردمداران جبهه دوم‌خرداد بود و نقش كليدي بر روي كار آوردن جبهه دوم‌خرداد به عهده داشت اخيراً در كنگره حزب مردم‌سالاري به نكاتي از انحصارطلبي، تنگ‌نظري و مصادره كردن امور توسط افرادي خاص به عنوان آسيب‌هاي مهم جريان دوم‌خرداد اشاره كرده است كه مي‌تواند براي هر جريان سياسي عبرت‌آميز باشد.

وي گفته است: مردم در حادثه غرور آفرين دوم‌خرداد به طور منسجم، يك تفكر و انديشه را پذيرفتند ولي مزاياي آن به چند نفر انگشت‌شمار رسيد، سرنوشت كنوني اصلاحات نيز نشأت گرفته از تفكرات و اقدامات آن عده انگشت‌شمار است. وي تصريح مي‌كند: برخي از اين افراد انگشت‌شمار، اصولاً سال‌ها در ايران نبودند و يا افرادي بودند كه هميشه بايد تلاش كنيم و بگوييم كه به خدا نماز مي‌خوانند و كمونيست و جاسوس نيستند.

از سوي ديگر از مقام‌معظم رهبري نقل شده است كه در ديدار با برخي سران جبهه اصول‌گرايي به آنها توصيه كرده است كه سعي كنند دايره اصول‌گرايي را تنگ نكنند. به نظر مي‌رسد امروز شاه بيت و كليد موفقيت و يا شكست اصول‌گرايان در نوع نگاه به دايره اصول‌گرايي قرار گرفته است. هر چه دايره اصول‌گرايي تنگ‌تر شده و كشور به كام افراد خاصي بگردد به همان ميزان اصول‌گرايان با ريزش نيرو روبرو شده و جناح رقيب تقويت مي‌گردد و هر چه اين دايره با حفظ اصول اهل تعامل بيشتري بوده و نيروهاي ارزشي كشور را تحت چتر ارتباطي خود قرار دهد بي‌شك از ماندگاري، توانايي و قدرت مانور بيشتري برخوردار خواهد شد.

بي‌شك تنگ كردن دايره اصول‌گرايي، آنها را به جايي مي‌كشاند كه براي اداره كشور ناچار شوند، دست نياز به سوي كساني دراز كنند و يا افرادي به خاطر همين نياز در بين آنها نفوذ كنند كه هيچ اعتقادي به اصول‌گرايي ندارند. سرنوشتي كه جريان دوم‌خرداد خيلي زود گرفتار آن شد و اگر شخصيت خاتمي نبود خيلي زودتر از اينها از گردونه سياسي كشور خارج مي‌شد.

اصول‌گرايان اگر مي‌خواهند در اجراي شعارهايشان موفق‌شده و اعتماد مردم را روز به روز به خود افزايش دهند بايستي مراقب باشند به سرنوشت جبهه دوم‌خرداد دچار نشوند. اين روزها رقباي سياسي دام‌هاي زيادي در مسير آينده اصول‌گرايان قرار داده‌اند از جمله درگيريهاي نمايان و پنهان برخي جريانات سياسي و تخريب چهر هاي خدوم اصولگرا که در طول 8 سال حکومت اصلاح طلبان همچون سربازان خط مقدم در برابر شبه افکني ها و اپوزيسيون نظام ايستادنداصولگرايان بايستي مراقب باشند و در اين دام‌ها نيفتند، خدمت بي‌منت و روزافزون به مردم مسير درستي است كه لحظه‌اي نبايستي از آن غفلت كرد، و در يک کلام اصولگرايي را به مسلخ نبريد.

    از دوستان و دولت اصولگرا انتظار است همچنانيکه در اين چند ماهه فرصت اندک با تلاش بارقه اميد  را در دلها روشن کرده اند از استانها غافل نباشند و نظارت جدي بر انتصاب مديران داشته باشند.
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

بسمه تعالی

     سعادت و رسیدن به کمال انسانی و وجود جامعه و کشوری بالنده در گرو توسعه است.توسعه به معنای پیشرفتی همراه با آگاهی و هدف و مهمتر از همه انتخابی شیوه درست برای رسیدن به آن مقصد می باشد.

      در سالهای اخیر در کشور مان بحث در خصوص توسعه در حوزهای مختلفی همچون توسعه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و تقدم هریک فراوان صورت گرفته است.

اما براستی در زمان حاضر بهترین و اولویت با کدامین توسعه است.

     مجموعه آداب و رسوم و سنن هر جامعه با توجه به اینکه بر چه پایه و مبنائی شکل گرفته است، راه  رستگاری را نشان میدهد، که در یک کلام میتوان از آن به فرهنگ یاد کرد.پس توسعه که پایه های عقیدتی و فکری و مردم را تحت تاثیر میگذارد اصلاح آن، به صلاح و خیر؛ قطعاً مقدمترین توسعه میباشد.

     دین جامع و کامل و فرهنگ ساز و تمدن ساز اسلام بی شک مطمئن ترین یایه فرهنگ میتواند باشد. با این مقدمه می توان نتیجه گرفت بررسی راهکارها وراهبردهای کار فرهنگی بایستی به  د قت تعریف و تحلیل گردد تا متولیان کار فرهنگی راه ثواب را بپیمایند.

     شناخت وضعیت فرهنگی حال حاضر برای کسانیکه گام در این عرصه میگذارند جزء مهمترین بخشهای این حرکت است.کشورمان هم اکنون با تهدیدات فرهنگی گوناگونی اعم از داخلی و خارجی مواجه میباشد.

         در عرصه داخلی رسانه های مختلف از جمله مطبوعات، رسانه های سمعی و بصری و غیره با وارد شدن در بخشهایی که تخصص و آگاهی لازم در آنها وجود ندارد و در برخی مواقع با تخریب و شبه افکنی و قرائتهای مختلف و کج اندیشانه ، سبب انحراف فکری و عقیدتی  که مستقیماً در شیوه زندگی و رفتاری و تصمیم گیریها در جامعه  تاثیر منفی بجا میگذارند.

    از سوی دیگر برنامه ریزیهای غلط فرهنگی که ناشی از عدم مدیریت ، تخصص ، تعهد و همت لازم و کافی در این زمینه است ، مشکلات را افزون مینماید. هر چند از برخوردهای غلط و سودجویانه سیاسی با مسائل فرهنگی نیز نبایستی غافل ماند.

و اما در عرصه خارجی نیز شاهد سه رویکر به عرصه فرهنگ خود میباشیم 1-تهاجم فرهنگی 2-شبیخون فرهنگی 3-تربیت فرهنگی که در این بین تربیت فرهنگی که آخرین شیوه آن میباشد خطرناکترین میباشد.

     دراین بخش با بهر گیری از انواع امکانات رسانه ای از فیلم و موسیقی گرفته تا نشریات الکترونیکی و سایت ها و بازیهای رایانه ای مختلف و اسباب بازیها و نوع پوشش و خوراک و دکور و تزئین منزل و همه و همه برای رسید به هدف خود استفاده نموده است تا  فرهنگ غربی را بر فرهنگ ناب و کمال بخش اسلامی غالب گرداند.

      اساسی ترین تهاجمات به حوزه فرهنگ اسلامی در کشورمان چه در عرصه داخلی و چه خارجی چه آگاهانه خواه به تعمد در صدد نمایش جدایی دین از حوزه سیاست(سکولاریسم)، اقتصاد(لیبرالیسم)، اجتماع(پلورالیسم) و ...میباشد.

      در این شرایط تلاش در عرصه فرهنگی درکشورمان را باید بی اغراق جهاد فرهنگی اطلاق نمود.در هر بحرانی نیاز به یک جهاد خاص است هچنانیکه جهاد مرزی زمان نمیشناسد در این جهاد نیز همیشه بایستی هوشیار و مسلح به سلاح علم و تعهد بود. فاطمه زهرا سلام الله علیها در خصوص ویژگیهای امیر المومنین میفرماید: در راه خدا و برای رضای خدا در سختی و فشار قرار میگیرد، سختکوش در امر الهیست، نزدیک به رسول خدا و سید و سرور اولیاء خداست او اصلاً به فکر خواسته های شخصی نبوده و خیر خواه جامعه و اهل نصیحت و اصلاح بود و(( مجداً کادحا)) کوششگری بسیار جدی بود و اصلاً به ملامتهای ملامتگران توجه نداشت. با این اوصاف شیعه و محب علی (ع) بایستی با چنین آمادگی در عرصه تکلیف الهی قدم بگذارد.

        گام اول در این راه خودسازیست که این مقدمه دیگر سازیست.خودسازی به خودی خود ایجاد یک جاذبه مینماید.سپس عامل اخلاص است که سبب پایداری کار میشود آنگاه استمرار درست و بموقع برنامه هاست و نکته مهم در این مسیر،حرکت قدم به قدم و با برنامه میباشد بایستی همیشه اهداف بزرگ را مد نظر داشت ولی در عرصه عمل از کار کم شروع نمود و دراین راه از مشورت و کسب تجربه و علم متخصصان و متعهدان نبایستی غفلت نمود.

      از شاخصه های دیگر کسانیکه در این عرصه وارد میشوند اینست که همیشه خود را مدیون انقلاب و اسلام بدانیم نه طلبکار، اتصال به چشمه معرفت و علم و ایمان نیز سبب طراوت و تازگی و مورد پسند واقع شدن میگردد که در تقویت نیروی خود باوری نقش بسازی را ایفا میکند و نیرو شناسی و شایسته سالاری در واگذاری کارها نیز اهمیت بسیار ویژه ای دارد.

        شیوه های کار فرهنگی نیز بخش مهم و حساسیت، کارهای فرهنگی به دو طریق میتواند انجام پذیرد 1-مستقیم که مستقیماً تحت عناوین کلاسها سخنرانیها فیلمها و ... به جامعه عرضه نمود و 2- غیر مستقیم که با ضمن استفاده از ابزار و امکانات و زمان و مکان به طور غیر مستقیم به ترویج فرهنگ دینی پرداخت.

        در ادامه کار شناخت و مشخص کردن اهداف ودردها و نیازهای جامعه ضروریست که از جمله مهمترین نیازمندیها در کشورمان در حال حاضر تلاش در رفع ضعف روحیه تعبد و عبودیت و بندگی در جامعه ضعف روحیه علمی وبالا برئن آگاهی های سیاسی اجتماعی و ... عدم رشد فضائل اخلاقی بصورت عام و هم گیر و عدم تبیین فرهنگ سیاست دینی و حومت علوی  میباشد.

       امید است متولیان عرصه فرهنگی کشورمان و تمامی کسانیکه در مجموعه های کوچک و بزرگ در حال خدمت به مردم میباشند با برنامه های کارشناسی شده و توجه به دو مقوله نیاز شناسی و آسیب شناسی گامهای موثری بردارند.

کار فرهنگی یک کار تربیتی است و کار تربیتی نیاز به صیر و حوصله، آرامش و شرح صدر دارد تا مشکلات و موان ÷یش روی برداشته شود.

        در انتها فرمایش مقام معظم رهبری روشن کننده راه آینده است ایشان          میفرمایند:(( ...بخش نمادین و چهره بیرون انقلاب- چهره فرهنگی آنست.سیاست ما هم مقهور فرهنگ ماست. کار فرهنگی آن چیزی نیست که لباس فرهنگی یعنی نوشته و کاغذ و قلم و امثال اینها باشد، این فرهنگ میشود اما کار فرهنگی نیست کار فرهنگی یعنی روح فرهنگی در آن باشد یک حرکت فرهنگی باشد؛ رشد بدهد و فعل و انفعال را در ذهن و مغز و جان و عواطف انسان بوجود آورد)).      

جواد شفيعي

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

دكتر حسن عباسي، رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز، در سلسله جلسات نقد جريان حجتيه در مشهد اظهار داشت: دين خنثي برعكس آنچه بسياري مي‌پندارند اتفاقا بيشتر در مظان خطر است و همواره اين دين فعال است كه ابتكار عمل را در دست دارد و جامعه سازي مهدوي نيازمند جهاد و اجتهاد هميشگي دين فعال است. اين كارشناس استراتژي بين‌المللي افزود: آينده‌شناسي در دانش استراتژيك جديد، كمي است اما در نگاه ديني، « ان حزب الله هم الغالبون» رقم خورده و مهدويت فرض محقق جامعه اسلامي است. عباسي با تقسيم شيعه به دو دسته شيعه مقصر و مستبصر در جامعه اسلامي گفت: شيعه مقصر شهروند دين خنثي و بي‌خطر است اما شيعه مستبصر مومن دين حركت، پويايي و تكاپو است. وي خاطرنشان كرد: مقصر بودن يعني نشستن و هيچ اقدامي را بر نتافتن اما شيعه مستبصر داراي قوه تشخيص و تصميم و اقدام به موقع و زندگي توام با خطر است. همچنين در شب دوم از مباحث نقد جريان حجتيه، عباس سليمي نمين، مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران اعضاي انجمن حجتيه را به 3 دسته گردانندگان آگاه، رفاه‌ طلبان مسلمان و توده‌هاي ساده تقسيم كرد و افزود: هدايت كنندگان انجمن حجتيه، ارتباطات خيلي آشكاري با ساواك، ركن 2 ارتش و بسياري ديگر از نهادهاي داخلي و خارجي داشتند. وي ادامه داد: گروه دوم يعني رفاه طلبان به اصطلاح مسلمان در جهت كسب آرامش رواني بودند و توده‌هاي انجمن (گروه سوم) افراد مذهبي سطحي‌نگري بودند كه توسط سران انجمن منحرف شده بودند. مدير سابق روزنامه تهران تايمز، گسترش جريان حجتيه را محصول كج ‌انديشي و انحراف در دشمن‌شناسي دانست و اظهار داشت: مبارزه با بهائيت در هنگامه تصويب لايحه ننگين كاپيتولاسيون و تقابل با ماركسيسم در اوايل انقلاب اسلامي به جاي مبارزه با آمريكا و مبارزه با اهل تسنن در سالهاي اخير، به ترتيب برخي اولويت‌هاي انحرافي اين جريان در دوره‌هاي مختلف بوده است. وي افزود: اگر در دهه 40 و 50 مشكل التقاط با ماركسيسم را داشتيم وعده اي به صورت انفعالي از تطبيق ماركسيسم با اسلام سخن مي‌گفتند امروز خطر التقاط با سرمايه‌داري جدي است. دبير سابق انجمن روزنامه نگاران مسلمان با اشاره به برخي ادعاها در خصوص عدم مغايرت اسلام با حقوق بشر غربي گفت: ريشه اين نگاه تحقير‌آميز آنجاست كه برخي حقوق بشر را اصل مي‌دانند و منفعلانه سعي مي‌كنند آن را كه بر مبناي مادي‌گري و سرمايه‌داري نگاشته شود مطابق با اسلام فرض كنند و البته ديني كه حجتيه تبليغ مي‌كند در جهت منافع آنهاست. وي افزود: عماد‌الدين باقي از جمله كساني است كه اوايل انقلاب در كتاب حزب قاعدين بيشترين هجمه را عليه انجمن حجتيه و فعاليتهاي انحرافي آنها داشته است اما چند سال پيش طي مقاله‌اي به مناسبت سالگرد آقاي حلبي به تجليل از او پرداخت. سليمي نمين، نزديكي جريان سكولار و جريان حجتيه را به دليل نزديكي آبشخور آنها دانست و يادآور شد: انجمن حجتيه يك تشكيلات موازي و فرعي با جريان انقلاب بود كه با هدف انحراف مبارزات اصيل مردمي از مسير خود و حذف دين از حوزه اداره جامعه و تمشيت امور به فعاليت‌ خود ادامه مي‌دهد. وي در قسمتي از جلسه، در پاسخ به يكي از حاضرين كه خود را عضو انجمن حجتيه معرفي مي‌كرد و انجمن را موسسه‌اي فرهنگي توصيف مي‌نمود گفت: اولاً فعاليت فرهني تعريف خاص خودش را دارد كه فعاليت‌هاي انجمن حجتيه كه از ظاهر مذهبي برخوردار است در بسياري از مقاطع و از جمله مبارزه عليه كارخانه نوشابه پپسي در ايران، صد در صد سياسي بوده و بيشترين ضربه‌ها را به وسيله منحرف كردن انرژي و استعدادهاي جوانان مذهبي به انقلاب زده است. وي خاطر نشان ساخت: انديشه جدايي دين از سياست كه جريان حجتيه مروج آن بود و امروز توسط ليبرالهاي روشنفكر هم حمايت مي‌شود خود، سياسي‌ترين تفكر است.

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

Design By : Night Melody