تبليغاتX
:::..محيا..:::

دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد

قحط‌الرجال نيست، جهل‌الرجال است!

يكى از عباراتى كه در فرهنگ عمومى و زندگى اجتماعى ما كاربرد فراوان دارد، «قحط‌الرجال» است. هر وقت كه مى‌خواهيم ناتوانى و ناكارآمدى مدير يا مسئول يا متصدى كارى را توجيه كنيم يا براى انتخاب نادرست خود دليلى بتراشيم، عذرى بدتر از گناه مى‌آوريم و مى‌گوييم : چه مى‌شود كرد، قحط‌الرجال است. گاهى هم اين واژه به طنز و كنايه استفاده مى‌شود و براى طعنه زدن به صدارت و رياست كسى مى‌گويند: ‌انگار قحط‌الرجال است يا قحط‌الرجال بوده كه فلانى را سر كار آورده‌اند يا مگر آدم قحطى بود كه...

در همين حال اگر دقت كنيم خواهيم ديد كه معمولاً قحط‌الرجال نيست بلكه براى هر كارى آدم‌هاى توانمند و چهره‌هاى شاخص بسيارى وجود دارند كه از عهده آن كار به‌خوبى برمى‌آيند و از افراد مطرح به مراتب قابل‌تر و لايق‌تر و شايسته‌ترند اما به دلايل مختلف كار به كاردان سپرده نمى‌شود و در اكثر موارد اين‌گونه اشخاص در سايه واقع مى‌شوند و نور انتخاب و انتصاب بر چهره‌هاى ديگرى مى‌تابد.

   در خوشبينانه‌ترين حالت بايد گفت قحط‌الرجال نيست بلكه جهل‌الرجال است. اگر تعمدى هم در كار نباشد، ايراد از اين است كه چهره‌هاى لايق و كارآمد را نمى‌شناسيم و دايره انتخاب ما به افرادى محدود مى‌شود كه با آنها آشناييم يا چهره آنها را در تلويزيون و مطبوعات ديده‌ايم،‌يا در آخرين سمينار و گردهمايى جلو آمده و دست ارادت به سينه گذاشته و عرض ادبى كرده يا ساعاتى قبل از تصميم‌گيرى توسط دوست يا آشنايى معرفى شده‌اند يا در حين اتخاذ تصميم در جلسه خصوصى اتاق معاون وزير يا مدير كل يا ... به واسطه اشاره چشم يا بالا افتادن ابرو يا آويزان شدن لب و لوچه يكى از حاضران سرنوشتشان رقم خورده است.

   حدود نه سال پيش روزى در ساختمان مركزى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى صحبت از اين بود كه رفتن آقاى انوار از معاونت سينمايى قطعى است و مسئولان وزارتخانه به دنبال آدم مناسبى براى جايگزينى او مى‌گردند و باز همين حرف‌ها كه كسى نيست و فرد مناسب پيدا نمى‌شود و «قحط‌الرجال» است و ... كه درآمدم: آدم هست و خوب هم هست. بايد گشت و پيدا كرد. بزرگوارى كه طرف صحبت بود و مسئوليتى هم داشت به شيوه اكثر مديران كه مى‌خواهند با قاطعيت دهان طرف را ببندند بدون معطلى پرسيد مثلاً كي؟

   گفتم:‌همين آقاى آويني، هم مديريت كرده هم با سينما كاملاً آشناست هم موجه و محترم و مورد قبول است... آن بزرگوار چشم‌هايش را تنگ كرد و با تعجب پرسيد:‌كي؟ آويني؟‌گفتم: بله،‌سيد مرتضى آويني، الآن سردبير مجله سوره است و انتشارات برگ هم «آينه جادو» را از او چاپ كرده و ... مدير محترم وزارت ارشاد گويا در كاغذى نام سيد مرتضى آوينى را يادداشت كرد كه تازه برود و بررسى كند كه چنين نامى را اصلاً كسى مى‌شناسد و اين آدم كيست و ... كه هنوز يك ماه نگذشته بود و ديگر سيد مرتضى آوينى نبود.

   افراد لايق و توانمند كه به اقتضاى فرهنگ اسلامى و ايرانى ما خودشان براى عرضه و مطرح كردن خود پا پيش نمى‌گذارند و خودشان را جلو نمى‌اندازند،‌اين سيستم و نظام مديريتى است كه بايد افراد لايق را از افراد نالايق تشخيص دهد و براى رشد و ارتقا قابليت‌ها و توانمندى‌ها برنامه داشته باشد. اين نظام مديريتى است كه بايد استعدادها را كشف كند و به سراغ افراد برود. قرار نيست افراد خودشان بيايند جلو و فرياد بزنند كه من توانايى و لياقت احراز اين مسئوليت را دارم. همين حالا در گوشه و كنار كشور، در ادارات و نهادها و سازمان‌ها و مراكز مختلف افرادى بى‌سروصدا كار مى‌كنند و بدون ادعا روزگار مى‌گذرانند كه لياقت قرار گرفتن در سمت‌ها و مسئوليت‌هاى بسيار بالاترى را دارند. افرادى كه به چشم خود مى‌بينند از دانش و استعداد آنها استفاده نمى‌كنند،‌از توان مديريتى آنها بهره نمى‌خواهند،‌از قابليت‌هاى اجرايى آنها كمك نمى‌جويند، نظر مشورتى آنها را جويا نمى‌شوند و البته ايشان همچنان بى‌سروصدا و فروتنانه به خدمت خود ادامه مى‌دهند.

   كوچك‌ترين اطلاع و آگاهى از ساختارهاى مديريتى سازمان‌هاى جاسوسى مانند كا.گ.ب يا سيا و كمترين مطالعه در مورد نظام مديريت ژاپنى يا امريكايى نشان مى‌دهد كه چگونه يك جوان مستعد و لايق از پايين‌ترين مراتب سازمانى و تشكيلاتى توسط يك برنامه هوشمند و كارآمد به تدريج شناسايى مى‌شود و به بالاترين مدارج و مراتب مسئوليت مى‌رسد، بدون آنكه با كسى نسبت خانوادگى داشته يا در فلان گروه يا جناح عضو يا چهره و قيافه ظاهرى‌اش ملاك تصميم‌گيرى باشد.

گاهى هم متأسفانه ديده مى‌شود كه حتى جهل‌الرجال نيست بلكه همه مى‌دانند كه آدم‌هاى قابل و لايق براى فلان كار مثلاً چهار نفر بيشتر نيستند اما فاكتورها و عواملى حساب‌شده آنها را از عرصه رقابت حذف مى‌كنند. آنچه توسط يك خلبان ايرانى از مارشال تيتو نقل شده است به‌خوبى نشان مى‌دهد چگونه انتصاب عمدى فردى ناتوان مى‌تواند ساختار مديريتى يك تشكيلات عظيم را ويران كند و سپردن كارى بزرگ به فردى كوچك چگونه مجموعه‌اى توانمند را در مدتى كوتاه دچار آشفتگى و نابسامانى سازد.

اين واقعيت و مسئله‌اى ابتدايى است كه هر كودك دانش‌آموزى هم مى‌تواند درك كند. هر سازمان و نهاد و تشكيلاتى بايد خود در پى كشف و پرورش و ارتقا نيروهاى توانمند و لايق در طى فرآيندهاى تعريف شده شناسايى و ارزشيابى منابع انسانى باشد. نه فهميدن اين موضوع سخت است و نه راه‌هاى شناسايى و پرورش نيروهاى مستعد ناشناخته‌اند. مهم آن است كه بخواهيم. اگر روابط و سفارش‌ها و ذهنيت‌هاى غلط و نگرانى‌هاى نابجا اجازه دهند و اگر كسى از رو شدن دست خودش نترسد و اگر كسى شهامت ميدان دادن به افراد لايق‌تر از خودش را داشته باشد و اگر…

حجت الاسلام والمسلمین زائری

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

امام صادق (ع) فرمودند : با مردم اندازه عقولشون صحبت كنيد ، يكي از راههايي كه بتوني چنين كاري كني اين هست كه يه جوري صحبت كني كه به مردم شوك وارد نشه . بعضي وقتها از برخي از دانشگاه ها ، دبيرستانها كه ديدن مي كنم ، متولي كار به من يك كاغذي مي ده مي گه : با اين ها صحبت كنيد ، اينها نوار ترانه گوش مي دن ، نماز نمي خونند ، نماز جماعت شركت نمي كنند ، حجاب ندارند ، فحش مي دن ، دزدي مي كنند ، درباره اين چيزها صحبت كنيد . من كاغذ رو نگاه مي كنم ، ولي هيچ وقت از اين چيزها نمي گم ، براي اينكه شوك ايجاد مي شه . من مي يام تو ذهنم بررسي مي كنم دلايلي رو كه اين نماز نمي خونه ، نوار گوش مي ده ، دوست ناباب داره ، روابط نامشروع داره ، ببينم چي هست ؟ مي بينم مهمترين دليل و اولين دليل اين هست كه اصلاً هنوز خودش رو نشناخته ، يادش رفته كه انسان هست . من سعي مي كنم اول از عالم حيوانيت بيرون بيارمش ، تو اون عالم هرچي بهش بگي ، هيچ فايده اي نداره . اول بايد وارد عالم انسانيت بشه . اول ارزش خودش رو براش كشف بشه . يه كسي كه يه لباس سفيد بسيار زيبايي پوشيده كه صد هزار تومن مثلاً قيمتش هست اين تا وقتي كه فكر كنه لباسش 200 تومن هست اين لباس اگر كثيف شد براش مهم نيست . مي گه ميندازم دور 200 تومن دارم يكي ديگه مي خرم . اما اگر بتوني براش اثبات كني كه بابا لباست 100 هزار تومن قيمتش هست ديگه لازم نيست كه بهش فحش بدي كه چرا لباست رو لك مي كني خودش لباسش رو لك نمي كنه .
بايد مسائل روحي و عاطفي انسانها و بشر كاملاً براي ما ملموس باشه تا بتونيم كار و خدمت كنيم .

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

درد انسان را بيدار نگه ميدارد

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

• چنان براي آينده برنامه ريزي کن که گويي هرگز نميميري و چنان آماده مرگ باش که گويي لحظه هاي آخر عمر را سپري مي کني - امام علي (ع) • دشمنان تو سه کس هستند: دشمن تو ، دشمن دوست تو و دوست دشمن تو - امام علي (ع) امام علی (ع): شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید 20/337 هر گاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار، زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدث بیشتری برخوردارند، سپس درباره آن با میانسالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند،چرا که آنان از تجربه بیشتری برخورداند.
+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

خانه جوان استانداري گيلان جهت حمايت عملي از مقاومت حزب الله لبنان و در راستاي مقابله با لشكر رسانه اي صهيونيسم جنايتكار و غاصب مسابقه وبلاگ نويسي در حمايت از مردم مظلوم فلسطين و حزب الله لبنان برگزار ميكند ايميل مسابقه: mosabegheh@noavar.com آدرس وب لاگ مسابقه : http://mosabegehgil.blogfa.com
+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

دوباره بوی اسفند تو فضای شهر میپیچه

دباره صدای آهنگران از بلندگوهای بسته شده روی تویتا وانت که میخونه: "ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش" تو فضای شهر طنین انداز میشه

دوباره همه جا عطر روزای قشنگ اعزام نیرو میده

دوباره مادرا بچه هاشونو از زیر قرآن رد میکنن تا برن برا قربونی شدن

دوباره علی اکبر های سپاه حسین (ع)زمان آماده میدان میشن

دوباره سربند یا زهرا(س)

دوباره لباس خاکی

دوباره چفیه

 بالاخره اون بغض کینه انقلابی که امام توی وصیت نامش به جوونا توصیه کرده بود تا حفظش کنن باعث شد تا یه عده دانشجوی آزاده نتونن سکوت رو تحمل کنن

دیدی بغض به گلو فشار میاره، دلت ميخواد بتركه

ايناهم دلشون داره ميتركه، بغض راه نفسشونو بسته،

حالا راهي شدن برن كمك برادراي حزب الله، عاشقاي ثارالله، فرزندان روح الله، سربازان نصرالله

هركي پا كاره بسم الله

حركت: چهار شنبه ظهر از بهشت زهرا(س)

تلفن ثبت نام: ۸۸۹۳۸۸۲۱-۰۲۱

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |