احیای گفتمان اسلام ناب محمدی صليالله عليه و آله و سلم پس از سالها اخراج از دستور کار قوه مجريه، توسط احمدینژاد با عطر «دعای فرج» به جامعه بازگشت. مردمگرایی و پرهیز از اشرافیت، سادهزیستی و دوری از کاخنشینی، مسؤولیتپذیری و کنارنهادن مدیریت تشریفاتی و طبقاتی سبب شد تا زندگی و امید، شادی و طراوت، ارزشها و اصول دینباورانه با حضور او به میان ملت بازگردد. اراده خداوند بر آن تعلق گرفته بود که با آراء چشمگیر ملت «مردی از جنس مردم» و با گفتمانی مبتنی بر «انتظار» به ریاستجمهوری برسد. اما از انتخابات تاکنون آن «توسعهمداران» و «آزادیخواهان» که در برابر هر حریمشکنی و اهانت به اصول و مقدسات از خود «سعه صدر» نشان میدادند، و میدان دادن به جسارت کنندگان علیه دین و باورهای ایمانی را – طبق رهنمود دینستیزانه جان استوارت میل- یک ارزش «تساهل گرایانه» میخواندند، با احمدی نژاد چه برخوردی داشتند؟
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
فرآيند تحقق اهداف نظام اسلامى
تشكيل حكومت براى تحقق آرمان هاست. اگر حكومت تشكيل شد، ولى در جهت تحقق آرمان ها پيش نرفت، حكومتِ منحرف است. اين يك قاعده كلى است، اين معيار است.(1)
محاسبه ما اين طور نشان مى دهد كه نظام جمهورى اسلامى در طول بيست وپنج سال گذشته، پيشرفت هاى زيادى كرده است. نمى گوييم تماما به هدف هاى خود رسيده ايم، نه، باز هم بايد حركت و تلاش كنيم(2) ملت ايران هنوز در نيمه راه است و هنوز تحقق اهداف بزرگ و حقيقيش، به نحوى كه مورد علاقه او و منطبق بر اصول اسلامى باشد، تلاش بيشترى مى طلبد(3). فرآيند تحقق نظام اسلامى، همين طور قدم به قدم به نتايج نهايى خود نزديك مى شود(4).
(اين) فرآيند، يك فرآيند طولانى و البته دشوارى است (كه) انسان به طور نسبى به آن اهداف نزديك مى شود، اما تحقق آن ها خيلى طولانى است(5).
مرحله اول ؛ ايجاد انقلاب اسلامى
قدم اول كه پر هيجان تر و پر سر و صداتر از همه است، ايجاد انقلاب اسلامى است(6)، اين انقلاب، اولين سخنش اين بود كه دوران حاكميت ارزش هاى معنوى آغاز شده است(7)؛ يك تحول بنيادين بر اساس يك سلسله ارزش ها(8).
فصل اوّل / پيشينه بحث
انقلاب بزرگ ما، خصوصياتى مخصوص به خود داشت. اين خصوصيات كه بارها هم در تحليل هاى ملت ما و آشنايان با انقلاب تكرار شده، اولين بار در يك انقلاب مشاهده مى شد؛ تكيه به اسلام، هدف گيرى ايجاد حكومت اسلامى، تجديدنظر در مفاهيم سياسى عالم، مثل آزادى و استقلال و عدالت اجتماعى و چيزهاى ديگر و حركت به سمت دنيا و جامعه اى كه بر پايه ارزش هاى اسلامى بنا شده باشد(9). مردم مى دانستند چه مى خواهند، دوم دنبال ارزش ها بودند(10).
مرحله دوم ؛ تأسيس نظام اسلامى
قدم بعدى ، ترتب نظام اسلامى بر انقلاب اسلامى است، يعنى ايجاد نظام اسلامى؛ يعنى (اينكه) هندسه عمومى جامعه، اسلامى بشود كه اين هم شد(11)؛ منشور اصلى جمهورى اسلامى كه (همان) قانون اساسى مترقى و جامع ما است(12)، (پديد آمد.) قانون اساسى، ميثاق امت با انقلاب است. قانون اساسى، ستون فقرات نظام است درحقيقت، مركز اصلى سلسله اعصاب نظام است؛ معيار و ضابطه است(13).
مرحله سوم ؛ ايجاد دولت اسلامى
قدم بعدى كه از اين ها دشوارتر است، ايجاد دولت اسلامى است، دولت نه به معناى هيأت وزيران، (بلكه به معناى) مجموعه كارگزاران حكومت، يعنى من و شما. اين (مرحله) مشكل تر از مراحل قبلى است(14).
تشكيل دولت اسلامى به معناى حقيقى، تشكيل منش و روش دولت مردان به گونه اسلامى (است)(15).
مرحله چهارم ؛ ايجاد كشور اسلامى
بعد از اين مرحله، مرحله تلألو و تشعشع نظام اسلامى است، يعنى مرحله ايجاد كشور اسلامى. اگر اين مرحله به وجود آمد، آنگاه براى مسلمان هاى عالم، الگو و اسوه مى شويم؛ »لتكونوا شهداء على الناس«(16). اگر توانستيم اين مرحله را به سلامت طى كنيم، آنگاه مرحله بعدى، ايجاد دنياى اسلام است(17).
اگر دولت به معناى واقعى كلمه اسلامى شد، آن وقت، كشور به معناى واقعى كلمه اسلامى خواهد شد، عدالت مستقر خواهد شد، تبعيض از بين خواهد رفت، فقر به تدريج ريشه كن مى شود، عزّت حقيقى براى آن مردم به وجود مى آيد، جايگاهش در روابط بين الملل ارتقا پيدا مى كند، اين مى شود كشور اسلامى(18).
مرحله پنجم ؛ ايجاد دنياى اسلامى
در اين مرحله از كشور اسلامى مى شود دنياى اسلامى درست كرد، الگو كه درست شد، نظايرش در دنيا به وجود مى آيد(19).
امت اسلامى مجموعه اى از انسان ها هستند كه از علم، اخلاق، حكمت، روابط صحيح و اجتماعِ برخوردار از عدالت بهره مندند و نتيجه همه اين ها، رسيدن انسان به اوج تكاملى است كه استعداد آن را خداوند در او قرار داده است(20).
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|