تبليغاتX
:::..محيا..:::

دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‏اي است.
خدايا! ارشادم كن كه بي‏انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.
خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.
خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل توفان‏ها هستم، به من ديده‏اي عبرت‏بين ده، تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.
خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي‏خواهم فقيري بي‏‏نياز باشم، كه جاذبه‏هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.
خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تا در غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.
خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

خسته‌‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.

خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

دست دادن با زنان نامحرم و ........

قصد داشتم مطلب مفصلی درباره دست دادن با نامحرم و جوانب مختلف موضوع بنویسم و یادداشتهایی هم برداشته بودم و مخصوصا این روزها که ذهنم بیشتر درگیر حوزه سبک زندگی است فکر می کردم این نکته ها شاید برای مطالعه جدی موضوع مفید باشد اما به هر حال به دلایلی منصرف شدم فقط می ماند آن دو نکته ای از امام موسی صدر نقل کنم  که چون تا کنون کمتر انتشار یافته خواندنی تر است :

 ۱- دکتر حسین کنعان در کتابش به نام الامام موسی الصدر قدر و دور  می گوید امام موسی صدر برایم تعریف کرد که وقتی من حدودا نوزده سال داشتم پدرم (‌ آیت الله صدر مرجع بزرگ تقلید ) نامه ای برای نخست وزیر وقت نوشتند و قرار شد من نامه را ببرم و تحویل دهم لذا صبح زود از قم راه افتادم و به تهران آمدم و به محل زندگی او که منزلگاه با شکوهی بود مراجعه کردم. مرا به سالن طبقه اول راهنمایی کردند . نشستم و به تماشای در ودیوار مشغول شدم . آن فضا و محیط متفاوت و شیک و با شکوه با تابلوهای نقاشی و وسایل تزیینی و پرده های زربفت و ... برای من که از یک خانه ساده طلبگی آمده بودم خیلی تازگی داشت  و غرق تفکر در این فاصله فرهنگی واجتماعی بودم. در همین حال متوجه دختر جوانی شدم که در انتهای سالن مشغول نواختن پیانو بود و من تا آن هنگام صدای این دستگاه را نشنیده بودم . نشسته بودم و با تعجب به آن گوش می کردم که آن دختر متوجه حضور من شد و برخاست و به طرف من آمد و ...دستش را به طرفم دراز کرد ! من دستم را روی سینه ام گذاشتم و سلام  او را پاسخ دادم  ( جالب اینجاست که این فرهنگ زیبا و راه حل ستودنی که شاید منشا آن از همیشان باشد  الان در لبنان و بسیاری جوامع کاملا رواج یافته است و اخیرا یکی از شبکه های تلویزیونی لبنان در برنامهای مربوط به تعاملات اجتماعی بین مردها و زن ها این موضوع را میان حاضران در استودیو به تجربه عملی گذاشته بود  ) دکتر کنعان می گوید در اینجا امام صدر خندید و به مزاح گفت : و هنوز دستم روی سینه ام مانده است !

  ۲- دانشمند فاضل و نویسنده اندیشمند استاد سید عباس نورالدین برایم نقل کرد که روزی امام صدر در یک کلیسا ( یا دانشگاه ) سخنرانی بسیار موثر و جذابی ایراد کرد و همه را مجذوب نمود . اواخر سخنرانی یک خانم جوان و زیبا که از این توفیق یک عالم مسلمان بسیار دلخور بود به دوستانش گفت : من می دانم چه طور حالش را بگیرم و ضایعش کنم ! و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی در حالیکه همه را متوجه خود کرده بود جلورفت و دستش را به طرف ایشان دراز کرد . ایشان طبق عادت دستشان را روی سینه گذاشتند . او هم که منتظر همین بود پرسید : می خواهید نجس نشوید ؟ ( و به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سو تفاهم خانم هاست و شبهه دون پایه بودن زنان در دیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و ... ) ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند : بل لاحافظ علی طهارتک ! فرمودند بلکه بر عکس تو آنقدر با ارزش و پاک هستی که چنین تماس هایی حریم قدسی و زنانه تو را می آلاید ... این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه نه تنها توطئه او را خنثی کرد بلکه کار بر عکس شد و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمده و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |

بزرگوار چه كسي است ؟             اندرزهاي ديني

 1.      بزرگوار كسي است كه در كيفرِ بدي ، نيكي كند.

2.      هركسي دري از نيكي به رويش گشوده شود آن را غنيمت شمارد ؛ زيرا نمي داند آن در چه وقت بسته خواهد شد .

3.      كسي كه هر چه براي او مي خواهي ، براي تو نمي خواهد ، در مصاحبتش خيري نيست.

4.      بزرگي در سازگاري با بستگان ، و تحمل لغزش ديگران است.

5.      وقتي شرم از ميان برود، خيري در زندگي و دنيا نباشد .

6.      به زيارت دوستانت كمتر رو تا تو را بيشتر دوست دارند.

7.      بعد از "سلامتي" ، "خنده رويي" نعمت دوم خداوند است .

8.      كسي كه طالب بقاء است، بايد صبح ها زود از خواب برخيزد و لباس سبك بپوشد.

9.      به كار هيچ كس فريفته نشويد  تا سرانجام آن را ببينيد .

10.   بنده ي پايدار، محبوب پروردگار است .

11.   هر كه را قدرت مجازات بيشتر است عفو از او پسنديده تر است .

12.   بهترين گفتار آن است كه خوبي كار و رفتار انسان گواهش باشد.

13.  چهار چيز است كه اگر يكي از آنها در خانه اي درآيد، ويران شود و به بركت آباد نگردد: دزدي ، شـُرب خَمر، زنا و خيانت .

14.  اگر مرگ نباشد، زندگي براي هيچ كس لذت ندارد؛ همانطور كه اگر كار كردن نباشد، هيچ كس از استراحت لذت نمي برد.

15.   كسي كه ديروز و امروزش مساوي باشد، زيانكار است .

16.   بهترين و محبوب ترين برادران كسي است كه عيوب مرا به من اهداء كند و نقايصم را تذكر دهد.

17.   پوزش طلبيدن ، نشان خردمندي است.

18.  هرگز آبروي خويش را در راه زبان خود بر خاك مريز و به هوش باش كه هر شنيده اي را نتوان گفت و هرگفته را نشايد بازگردانيد .

19.   ترسو را توفيق و كاميابي محال است.

20.   سه كار شرم برنمي دارد: خدمت به مهمان، برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق خود .

+ تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت |