از پشت خنجر خوردها!!؟؟
او و ثانیه ها غم انگیز و هراس آور مرا ترک می کنند
گویا قلب و روح مرا
که در اوج نفرت و عشق
سنگسار می شوند
به ثانیه های سخت تر و درد ناک تر
که دوستانه می نگرند و دشمنانه می کشند
دست بدست می کنند
به انتظار نخواهم نشست
برای دیدن ازدست دادن عشق و احساسی
که به پای آن زندگی داده ام
رنج کشیده ام
اشک ریخته ام
ساکن نخواهم نشست
دست روی دست نخواهم گذاشت
به پای آرزوهای ریز ریز شده ام خواهم گریست
به پای روز های از دست رفته ام خواهم گریست
به پای قلب ریش شده ام خواهم گریست
به پای اشکهای ریخته ام خواهم گریست
تا سرکوب عشق خواهم گریست
به پای احساسم نخواهم گریست
احساس گذشته ام را به تاریخ
که خالی از احساس من است و تاب دار
که پر از،از پشت خنجر خورده هاست
و پر از از پشت خنجر زده هاست
تحمیل می کنم
تا روزی خاطرات شیرین و زننده اش
را در اعماق ضمیر کثیف و حقیرم
زهر آلود به یاد آورم
دست روی دست نخواهم گذاشت
زندگی را که مزرعه آفات یتیم است
زندگی را که مرا، از ستاره بی دندانه آرزویم
با طناب ضخیم اعتمادم، به دار آویخت
به سان عقابی که طعمه مرده را رها می کند
بدرود خواهم گفت در حالی که
زنده نخواهم گذاشت
اجزای تاریخ را
در تالارتاریخ
که پر ازعکس از پشت خنجر زده هاست
و پر ازعکس، از پشت خنجر خورده ها است
عکسم را قاب طلا خواهند کرد
به نام مردی که از پشت خنجر زد؟ نه!
به نام مردی که از پشت خنجر خورد؟ نه!
به نام مردی که به انتظار سرنوشت تلخ و شوم خود ننشست
به نام مردی که دست روی دست نگذاشت…
ویژگی های اصلی نماینده مطلوب مجلس
بر اساس عناصری چون جایگاه و شان مجلس، وظایف و کارکردهای آن و همچنین نیازهای کنونی کشور، می توان ویژگیهایی را برای یک نماینده مطلوب برشمرد و در گام بعد برای شناخت دقیق تر و تطبیق ملاکها با افراد، تعیین روش احصاءشان درباره کاندیداها و عینی تر کردن آن مولفه ها تا جایی که امکان مقایسه میان گزینه های مشابه را نیز مهیا سازد، ضروری است.
بدیهی است در این رابطه موارد متعددی قابل ذکر می باشند اما برخی ویژگیهای اصلی و مهم که با مولفه های فرعی نیز مرتبط اند از این قرار اند:
ادامه مطلب
خدایا تقدیرم را زیبا بنویس. 
کمک کن آنچه تو زود خواهی؛
من دیر نخواهم.
و آنچه تو دیر خواهی؛
من زود نخواهم.
و
سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها.
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت.
سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها، موفقيت و شانس.
سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان واقعي
اگر میخواهیم شهید بهشتیها شهید نشوند، باید نقد را جدیتر پیگیری كنیم. باید آگاهیبخشی به تودهها را در دستور كارمان قرار دهیم. نباید به گونهای باشد كه منافع ما در تئوریزه كردن ناآگاهی و جهالت مردم باشد. باید به طور دقیق به جوهره آموزههای دینیمان توجه بیشتری كنیم. به مسئله عقل به منزله یكی از منابع اصلی دین، توجه داشته باشیم، اعتقادی كه شهید بهشتی داشت.
من در خاطرات كسانی كه با شهید بهشتی انس و الفت بیشتری داشتهاند، خواندهام كه ایشان بهشدت از عقلانی بودن دین دفاع میكرد. دین را صرفاً تعبدی نمیدانست. او به این نكته واقعاً پی برده بود كه دین مبتنی بر مصالحی است كه با عقل میتوان آنها را استنباط كرد.امام راحل(ره) فرمودند: آنچه كه اهمیتش بیشتر است و به اصطلاح بیشتر از شهادت شهید بهشتی اهمیت دارد، مظلومیت اوست.
ما درك شهودی از این عبارت داریم كه شهید بهشتی مظلوم بود. یعنی قضاوتهایی در خصوص او وجود داشت كه صحّت نداشت. آیا مظلومیت برای همه پیش میآید یا برای افرادی است كه حقیقتگو هستند؟ اگر شهید بهشتی حقیقتی در دل داشت و آن را بروز نمیداد، آیا هیچگاه مظلوم واقع میشد؟ به هر حال، معلوم است كه شهید بهشتی، به حقیقتی رسیده بود و آن را بروز میداد و در مقابل مخالفتهایی كه با او میشد، نمیتوانست دفاع كند؛ آن هم به خاطر محدودیتها و ملاحظاتی كه وجود داشت.