تبليغاتX
:::..محيا..:::

:::..محيا..:::

دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

دكتر لاريجاني پس از پيروزي مقتدرانه در شهرستان قم : وظيفه‌ي اصولگرايان را حفظ رويه‌ي وحدت ملي و مدنظر قرار دادن منافع ملي و مصالح اصلي كشور عنوان كرد و گفت:« نبايد مشاجرات سياسي داخلي، روي منافع ملي سايش ايجاد كند.» لاريجاني افزود: « ما بايد مسير اعتدال را دنبال و از حركات تفريطي و افراطي بپرهيزيم و بدون استفاده از روش‌هاي مسرفانه، زمينه‌هاي شورآفريني در انتخابات را فراهم كنيم.» لاريجاني در پاسخ به سوال ديگري، استعفا از سمت دبيري شوراي عالي امنيت ملي را وجود تفاوت در سلايق مديريتي با رييس‌جمهور عنوان كرد و گفت:« ما در مسايل اصلي اصولگرايي اختلافي نداريم. من فعلا همكاري در صحنه‌ي مسايل استراتژيك كشور در شوراي عالي امنيت ملي را ادامه مي‌دهم اما سمت اجرايي در دبيرخانه ندارم.» لاريجاني در ادامه گفت:« اين پيروزي نبايد باعث مغرور شدن اصولگرايان شود. بلكه بايد فضاي تعامل و همدلي و وحدت ملي را در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي بيشتر كند و از سوي ديگر توجه به نيازهاي مردم كه متمركز بر وضعيت اقتصادي و معيشتي است بيشتر شود.» وي تصريح كرد:« بايد با نگاهي مثبت به انتخابات و نتيجه‌ي آن، رفتار جديدي را در مجلس هشتم در بين جريان‌هاي سياسي شاهد باشيم.»

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

24 اسفند روز سرنوشت‌ساز انتخابات مجلس هشتم با حضور گشترده مردم برگ زرين ديگري بر افتخارات نظام و مردم رقم زد و در اين روز ملت ايران نمايندگان خود را انتخاب كردندو پيروز انتخابات بودند. يقينا درچند روز آينده با معرفي منتخبان ملت نتيجه ماه‌ها رقابت سياسي ميان احزاب، ائتلاف‌ها و نامزدهاي مستقل مشخص مي‌شود. اما به راستي اين روزها چه كساني پيروز خواهند شد و كدام نامزدها، ائتلاف‌ها و گروه‌هاي سياسي شكست خواهند خورد و بازندگان اصلي ميدان چه كساني خواهند بود؟!

   شايد خيلي‌ها تصور كنند، با مشخص شدن نتيجه شمارش آراء، آنهايي كه به مجلس راه خواهند يافت پيروز ميدان‌اند و ساير نامزدها و ائتلاف‌هايي كه به خانه ملت راه نيافته‌اند، بازندگان اين عرصه‌اند. اما يقينا در مكتب اسلام، هرگز پيروزي و شكست و يا برد و باخت را اين گونه تقسيم نمي‌كنند. به عبارت ديگر، چه بسا منتخباني كه به مجلس راه يابند اما بازنده حقيقي باشند و چه بسا غير منتخباني كه از راه‌يابي به مجلس باز بمانند اما پيروز اصلي عرصه انتخابات باشند.

بازندگان حقيقي

اما براستي بازندگان اصلي آزمون انتخابات 24 اسفند چه احزاب، ائتلاف‌ها و نامزدهاي خواهند بود؟

و برندگان حقيقي؟

بقيه در ادارمه مطلب...................


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

انتخابات به عنوان مهم‌ترين عرصه فعاليت سياسي، عرصه مناسبي براي محك دين‌داري واقعي ارزيابي كرد و امير المومنين تعبيري دارند  كه گروهي دين‌داري را فقط در عمل‌الآخره، مناسك و ظواهر ديني جستجو مي‌كنند و در عمل‌الدنيا، خدا را فراموش مي‌كنند؛ اما مؤمن كسي است كه در فعاليت دنيوي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي هم آخرت را جستجو كند.

 انتخابات داراي سه ركن اساسي - كانديداها، مردم و مسؤولان - است كه در همه رده‌هاي اين اركان بايستي عمل ديني جريان داشته باشد.

نامزدها نيز بايد انگيزه‌هاي خود را مشخص كنند. چراكه هدف‌ها به اعمال روح مي‌بخشند و اين اهداف گاهي از انسان پست‌تر، گاهي مساوي و گاهي برتر از انسان هستند.

 اهداف پست فقط شامل ثروت و شهوت نيست؛ گاهي انسان پول نمي‌خواهد، ولي عقده رياست دارد، مي‌خواهد مطرح شود و بين افكار عمومي و مردم معروف و محبوب باشد. اما بايد دانست كه مردم زنده‌اند؛ اما زندگاني هستند كه بالأخره مي‌ميرند و خداست كه باقي‌است. نيت و هدف برتر و باقي، خداست.

اخلاص ملاك مهمي است و نامزدها بايد بدانند با آرامش قلبي و با فكر انجام وظيفه وارد انتخابات شوند كه در نتيجه آن كانديداي مخلص، اگر احساس كند كه فرد صالح‌تري از او در عرصه وجود دارد خودش كنار مي‌رود و براي او تبليغ مي‌كند. چرا كه در حديث آمده: «ملعون من وضع نفسه ما لا يليق به»؛ ملعون است كسي كه در منصبي قرار گيرد كه شايسته آن نيست و از او شايسته‌تر وجود دارد.

نقش حاكمان و حكومت در زندگي انسان‌ها تعيين‌كننده است؛ وقتي انسان مي‌تواند به‌طور كامل و به معناي واقعي كلمه موحد باشد كه علاوه بر خودش، حكومت و حاكمان و قوانين جامعه هم الهي و توحيدي باشند.

 هواداران نامزدها نيز فقط افراد اصلح را معرفي و ترويج كنند و دينشان را فداي دنياي ديگران نكنند. زيرا احمق كسي است كه دينش را فداي دنياي خود كند و احمق‌تر از او كسي است كه دينش را فداي دنياي ديگران نمايد!

   وظايف مردم در يك انتخابات ديني  بي توجهي به ملاك‌هايي چون خويشاوندي، دوستي، سيادت، جنسيت، روحانيت، اصناف و... است زيرا اينها  ملاك‌هاي فاسدي است كه در اكثر گروه‌هاي سياسي شايع شده و مبناي ديني ندارد و از رويه گروه‌هاي سياسي در سهميه دادن ليست‌ها به مثلا يك روحاني، يك خانم، يك پزشك، يك مهندس و... بدون توجه به ملاك‌هاي اصلي صلاحيت شده است.

لازمه انتخاب صحيح داشتن ميزان و معيار صحيح است؛ تا انسان، اسير هوي و هوس و معيارهاي پوچ نشود در فرازهايي از نهج‌البلاغه و كلمات معصومين، ويژگي‌هاي نامزد اصلح برشمرده شده و به تبيين اهم آن‌ها پرداخت شده از جمله:

كسي كه مي‌خواهد بر جان و مال و ناموس مردم تسلط پيدا كند و در سطوح مختلف وارد حكومت شود نبايد بخيل باشد؛ چون بيت‌المال را غارت مي‌كند حتي از او نبايد نظر خواست!

نبايد جاهل باشد، بايد دانش كافي براي آن كار را داشته باشد، اهل ستم نباشد، اهل حيف و ميل نباشد؛ بايد برايش مهم باشد كه از كجا مي‌آورد و در كجا خرج مي‌كند. مرتشي نباشد، نبايد بي‌تفاوت نسبت به سنت‌ها باشد. كساني هستند كه همه دين را نمي‌خواهند و نسبت به دين گزينشي عمل مي‌كنند.

بايد عاقل باشد؛ عاقل كسي نيست كه بين خوب و بد بتواند انتخاب كند، بلكه «من يعرف خير الشرين» بايد بين بد و بدتر هم بتواند انتخاب كند. يعني بايد اولويت‌ها را بشناسد، بايد تدبير داشته باشد. عاقلانه تصميم گرفتن، يعني اين‌كه در تصميم همه جوانب را در نظر بگيرد. از نظر علي(ع) گاهي خود مسؤولان و حاكمان با عملكردشان باعث فقر مي‌شوند!

علي(ع) مي‌فرمايد ايمان اين است كه تصميمي بگيري كه خدا را بر نفس و نفسانياتت ترجيح بدهي؛ يعني بايد حريت داشته باشد، اسير نفس و قوم و قبيله و جناح و باندش نباشد.

سابقه و عملكرد ملاك خوبي است؛ يكي از معيارهاي اميرمؤمنان اين است كه تا حالا كجا بوده؟ ظلم يا خيانتي داشته يا نه؟ حتي اين‌كه امين خيانت‌كاران و ياور ظالمان بوده يا نه؟ كسي كه در مقابل آنان سكوت كرده صلاحيت ندارد. البته در عملكردها بايد توجه داشت كه حجم ظلم و خيانت انسان‌ها به عرصه عملشان بستگي‌دارد. بعضي از ما آدم‌هاي خوبي هستيم چون عرصه‌اي براي خلاف نداشته‌ايم، ميدان پيدا نكرده‌ايم!

البته عملكردها در مقياس هاي خودشان قابل بررسي است. يا اميرمؤمنان مي‌فرمايد بعضي‌ها فساد نمي‌كنند ولي بخاطر اين‌كه نفس حقيري دارند و عرضه فساد ندارند.

«و منطقهم الصواب» بايد بتواند حرف حق بزند. متقين كساني هستند كه منطق و گفتارشان به حق و به‌جا است.

متعصب و قبيله‌گرا نباشد. علي(ع) مي‌فرمايد «شيطان امام‌المتعصبين است»؛ همان اول بين مخلوقات خدا خط‌كشي كرد؛ گفت من از جناح و قبيله نار هستم و انسان از طين و من بهترم!

بايد صريح‌اللهجه باشد. آدم متملق و چاپلوس به‌درد نمي‌خورد. منافق‌پروري از همين‌جا شكل مي‌گيرد كه آدم‌هاي متملق ميدان‌دار مي‌شوند.

ساده‌زيستي ملاك مهمي است. علي(ع) مي‌فرمايد خداوند بر پيشوايان واجب كرده تا در سطح فقيرترين مردم زندگي كنند تا از احوال آن‌ها خبر داشته باشد.

پس همه با هم

عاقلانه بيانديشم  و    عاشقانه عمل كنيم

در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي

وعده ما 24 اسفند 86
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

امام رضا عليه السلام فرمودند:
 
پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد ؛
 
ـ  كسى كه  در نهادش اعتماد   نبينى     
ـ  كسى كه  در سرشتـش كرم نيابـى
ـ  كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى 
ـ  كسى كه  در نفسش نجابت   نيابى
ـ  كسى كه  از خدايش ترسناك نباشد
 
 
تحف العقـول, ص 446 وبحارالانوار,ج 78,ص 339
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

مقام معظم رهبري:
"بنده دعواي اصلاح‏طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من اين تقسيم‏بندي را غلط مي‏دانم. نقطه‏ي مقابل اصولگرا، اصلاح‏طلب نيست؛ نقطه مقابل اصلاح‏طلب، اصولگرا نيست. نقطه‏ي مقابل اصولگرا، آدم بي‏اصول و لاابالي است؛ آدمي که به هيچ اصلي معتقد نيست؛ آدم هرهري مذهب است. يک روز منافع او يا فضاي عمومي ايجاب مي‏کند که بشدت ضد سرمايه‏گذاري و سرمايه‏داري حرکت کند، يک روز هم منافع‏اش يا فضا ايجاب مي‏کند که طرفدار سرسخت سرمايه‏داري شود؛ حتّي به شکل وابسته و نابابش! نقطه‏ي مقابل اصلاح‏طلبي، افساد است. بنده معتقد به اصولگراي اصلاح‏طلبم؛ اصول متين و متقني که از مباني معرفتي اسلام برخاسته، با اصلاح روش‏ها به صورت روزبه‏روز و نوبه‏نو"1
"امروز يکي از واژه‏هاي رايج، واژه «اصلاح‏طلبي» است. من در نماز جمعه هم گفتم، بارها هم تکرار کرده‏ام؛ بنده معتقدم اصلاح‏طلبي جزو ذات انقلاب است. اصلاً انقلاب، يعني يک حرکت بزرگ و رو به جلو، که اين حرکت هرگز ايستايي ندارد و به طور دائم پيشرونده است. اين پيشروندگي يعني همان اصلاح‏طلبي"2
"اصولگرايى به حرف نيست؛ اصولگرايى در مقابل نحله‏هاى سياسى رايج كشور هم نيست. اين غلط است كه ما كشور يا فعالان سياسى را به اصولگرا و اصلاح‏طلب تقسيم كنيم: اصولگرا و فلان؛ نه. اصولگرايى متعلق به همه‏ى كسانى است كه به مبانى انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست مى‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد"3
بررسي تاريخ انقلاب نشان مي هد كه اصول گرايي و اصلاح طلبي به تنهايي موفقيت چنداني را نصيب كشور نمي كنند و هر يك بدون ديگري دچار كاستي ها و كمبودهايي هستند. نگاهي به فرازهاي مختلف سخنان و بيانات رهبر فرزانه انقلاب نيز مشخص مي سازد كه ايشان به انديشه اصول گرايي و اصلاح طلبي هم زمان اعتقاد دارند. در واقع شكل گيري اصطلاح "اصول گرايي اصلاح طلبانه" به ايشان منتسب است.


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

Design By : Night Melody