تبليغاتX
:::..محيا..:::

:::..محيا..:::

دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد

رسول خدا (ص) :1. هر روز دوشنبه و پنج شنبه درهای آسمان گشوده می شود و در آنروز گناهان هر کس را که برای خدا شریک قائل نباشد ببخشند مگر آنکس که با برادر خود دشمنی داشته باشد. (نهج الفصاحه ، حدیث 1165)

2. نیمه شب درهای آسمان را بگشایند و یکی ندا کند , آیا کسی هست دعا کند تا مستجاب شود ؟ آیا کسی هست که چیزی بخواهد تا به او داده شود؟ آیا غمزده ایی هست که غمش تخفیف یابد؟ در این هنگام هر مسلمانی چیزی بخواهد خداوند خواهش او را می پذیرد مگر زن زناکاری که با ناموس خود کسب کند یا عشاری (مالیات گیرنده) که مال مردم به ستم می گیرد. (نهج الفصاحه ، حدیث 1166)

3. چهار موقع درهای آسمان را بگشایند و دعا ها را مستجاب کنند . هنگام تلاقی صف مبارزان در راه خدا و هنگام نزول باران و هنگام نماز و هنگام دیدار کعبه. (نهج الفصاحه ، حدیث 1168)

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

حسن کربلایی اولین سرپرست دفتر نظارت و بازرسی بر انتخابات شورای محترم نگهبان در استان گیلان پس از غریب 8سال تصدی این مسئولیت خطیر به دلیل بازنشستگی از صدا و سیما خدمتشان در این دفتر پایان رسید.

   اینجانب به واسطه سالها آشنایی نزدیک خانوادگی با ایشان و توفیق همکاری و شاگردی نزدیک به 4 سال در دفتر و نظارت و بازرسی بر انتخابات شورای محترم نگهبان ؛این واقعه برایم تلخ بود.

   هیچگاه از خاطرم نمیرود؛ در زمان دوم خرداد و در حالیکه دفاتر نظارت شورای محترم نگهبان به صورت کاملاً قانونی و با هدایت مقام معظم رهبری در استانهای سراسر کشور شکل گرفته بود و در فاصله چند ماه مانده به انتخابات حساس مجلس هفتم ؛چه فشارهای عجیب ؛ غریب و غیر قانونی از سوی وزارت کشور وقت و سیاسیون به اصطلاح اصلاح طلب دوم خردادی به ماهیت این دفاتر و شخص آقای کربلایی وارد آمد.


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

ديروز شيطان را ديدم.
در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛
فريب مي‌فروخت .
مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌
هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند .
توي بساطش همه چيز بود.
غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ....
هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد .
بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را .
بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را .
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد .
حالم را به هم مي‌زد .
دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم .
انگار ذهنم را خواند.
موذيانه خنديد و گفت :


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

دلمو این قده نشکن آخه این دل عاشقت بود

ول نکن این قلب خونو آخه روزی لایقت بود

دلمو این قدر نسوزون مگه چی مونده از این دل

رفتیو با بی وفاییت زدی مهر نحس باطل

تو که دوست نداشتی باشی چرا اتیشم کشیدی

اون که تو خود خواهی هات مرد دل من بود تو ندیدی

از تو خونهء وجودم به چه آسونی پریدی

ریختن غرور این مرد و ندیدی؛نشنیدی

اگه دوسم نداری به روم نیار, یه چیزی از غرورم واسم بزار

نزار تو فکر تنهایی گم بشم, نزارحرف و حدیث مردم بشم

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت|

من خم نشسته ام باز

 شايد كه يادت آيد

من عاشق تو هستم

عشقي كه مدعي بود

سرطان عشق دارد

مرگش رسد به فرياد

گر حافظ ار نه روزي

كار دلش سر آيد

اين بيت آخرم هست:

حرف هميشه ام بود

سرطان عشق دارم

اينرا خداي خوبم

برمن ندا دهد باز:

اي «جود» عاشق من

پشتت نشسته ام من

گويي نديده «یارت»

             خونين كُشد خداوند

                                هر كس بخواهد اما

صبرش بسان ليلي

مجنون كند خدا را  !

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

يا من لا يَخيبُ سائلُه

 اي کسي که نااميد نمي کند طلب کنندگان کمک از او را

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

مي‌گفت بي‌دردي بلاي مردمان است / بي درد بودن بدترين درد زمان است

مي‌گفت دريابيد ‌مولاي علم را / شيطان قلم کرده است پاهاي قلم را

مي‌گفت ايمان قرن‌ها سهم بلا بود / جان‌هاي بي محنت نصيب کوسه‌ها بود

مي‌گفت عمري در پناه دار بوديم / يک عمر زير سلطه آوار بوديم

مي‌گفت و ما انگار خواب خواب بوديم / خاموش چون عکس درون قاب بوديم

تصويرهاي او ولي بيناتر از ما / با آن زبان بي زبان گوياتر از ما

تصويرهايش معني فرياد مي‌داد / بوي نبرد داد با بي‌داد مي‌داد

بايد که عمر قرن‌هايي سر بيايد / تا مثل يک آويني ديگر بيايد

آزاده بود و عزم دشت کربلا کرد / آزاده بود و مرتضي را مرتضي کرد

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

جوان گرايي در دولت نهم از شعار تا عمل

دولت اصولگراي نهم در نگاه رهبرى  

 

 

 

 

 

نوشته شده در ساعت توسط جواد شفیعی ثابت| |

Design By : Night Melody