|
دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد |
||
|
توجه مهم: عزيزان كل متن زير سخنان مقام معظم رهبري در روز مبعث چند روز پيش است كه سهوا؛ منبع آن را ذكر نكرده بودم. متن كامل سخنان مهم و عرفاني و اخلاقي و سياسي ايشان؛ لينك : متن سخنان رهبر معظم ميدان زندگي نيز صحنه آزمايش انسانها است اولين كار پيامبر مكرم اسلام (ص) حاكم كردن عقلانيت در جامعه اسلامي بود زيرا تربيت قدرت تفكر و نيروي خرد در جامعه، حَلاّل همه مشكلات، مهار كننده نفس و زمينه ساز عبوديت انسان است. امروز اصليترين نياز جامعه اسلامي عمل به پيام بعثت و ملاك قرار گرفتن عقل و خرد، حاكم شدن فضيلتهاي اخلاقي و مبنا قرار گرفتن انضباط قانوني در جامعه است كه در اين زمينه وظيفه نخبگان و بزرگان بسيار با اهميت است. رواج فضيلتهاي اخلاقي در جامعه همچون هواي لطيفي است كه زمينه زندگي سالم را فراهم ميآورد و انسان را از حرصها، جهالتها، دنيا طلبيها، بغض هاي شخصي و سوء ظن به يكديگر باز ميدارد و به همين دليل است كه در اسلام تزكيه و رشد اخلاقي بر تعليم مقدم است. همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتنهاي خود باشند زيرا نگفتن مسائلي كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلي كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است. نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد. تنها راه رهائي از چنين سرنوشتي ملاك قرار دادن خرد و عقلانيت است؛ و البته عقلانيت، اين سياسي كاريهاي متعارف نيست زيرا سياسي بازيها خلاف عقل است و كساني كه سياسي كاري را اقدام عقلائي مي دانند، اشتباه ميكنند. راه صحيح عقلانيت، همان راهي است كه عبادت خدا را هموار كند و شاخص آن نيز اين است كه: خود قضاوت كنيم، آيا سخنان و موضع گيريهاي ما براي رضاي خدا و با نيت اخلاص است يا اينكه براي جلب توجه برخي افراد، بنابراين نبايد خود را فريب دهيم. ************************************************************ وقتي قرار است خوب و بد را بفهمي بايد كه ناچار بسنجي سنجش با - ملاك - داشتن همراه است ملاك زندگي شما را چه چيز و يا چه كس تعيين ميكند؟
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
لا اِکراهَ فِیالدّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَیِّ . . . (بقره/ 256)
در کار دین اکراه روا نیست؛ چرا که راه از بیراهه به روشنی آشکار شده است . . .
برای تعریف آزادی در یک نوشتة کوتاه، لزومی به نقل آرای اندیشمندان نیست؛ بنابراین، به اجمال میتوان گفت آزادی یعنی نبودن موانع بیرونی و درونی برای اندیشیدن و بیان اندیشه نظر سنجیده و منطقی و بررسی شده. در بعضی کتابها، بحث آزادی اغلب به دنبال مطالب مربوط به دمکراسی و تعلیم و تربیت مطرح شده است. مثلاً جرج نلر در کتاب مبانی تربیتی خود میگوید: «دمکراسی، آزادی فردی را حفظ میکند و رشد میدهد . . .» بروباخر در کتاب فلسفههای نو در تعلیم و تربیت، از دمکراسی به عنوان آزادی یاد میکند و آزادی معلمان را یادآور میشود: معلمان باید از تأثیر عواملی که مانع بیان حقایق آنطور که میبینند میشود، آزاد باشند. البته باید در رشتة خود کاملاً ماهر و با صلاحیت باشند که بتوانند حقیقت را بررسی نمایند. اما آزادی در تربیت، ریشة ژرف و گستردة همة آزادیهای اجتماعی و سیاسی است. کسی که تربیتی آزادانه نداشته، بینش و نگرشی مستدل وعقلانی نیافته، از خودخواهی و هواهای نفسانی نرسته و آزادگی را درک نکرده است، چگونه میتوانددر ایجاد جامعهای آزاد و آگاه و قانونگرا و خالی از تعصبهای نابخردانة گوناگون شرکت داشته باشد؟افراد باید بتوانند با آزادی و آگاهی، هدف اعلای زندگی، هدفهای میانی و رفتارهای قابل مشاهدده را از راه خردورزی برگزینند. در نظام تربیتی اسلام، عقل و بلوغ شرط تکلیف هستند و این عقل و بلوغ در پایان دورة کودکی و بیداری گرایشهای دینی، با پرسشهای اساسی و وجودی مانند «من کیستم؟»، «از کجا آمدهام؟» «به کجا میروم؟»، به توانایی شناخت و درک و فهم رمز و راز هستی، پیچیدگی موجودات، علم و نظم به کار رفته در خلقت آنها و بالاخره آفریدگار میرسد. تربیت اسلامی با بیان رشد و غی، آزادانه و بدون اکراه، آدمی را به بیشن و منش شایستهای توجه میدهد که حیات طیبة او را در دنیا و آخرت تضمین میکند. علامه طباطبایی مینویسد: رشد یعنی یافتن راه کار و جادة مستقیم؛ و غی، مقابل آن است. بنابراین، رشد و غی اعم از هدی و ضلال است، زیرا هدی ـ چنانکه گفتهاند ـ عبارت است از یافتن راهی که به منزل میرسد و ضلال عبارت است از نیافتن آن؛ و ظاهراً یافتن جادة مستقیم، از مصادیق همان مبنای اول یعنی یافتن راه کار است، زیرا یافتن راه کار نسبت به راهپیما این است که جادة مستقیم را پیش گیرد و از آن دور شود. چرا تربیت دینی اجباربردار نیست؟ وَقالَتِ الاَعرابُ آمَنّا قُل لَم تُؤمِنُوا وَ لکِن قُولُو اَسلَمنا وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قُلُوبِکُم . . . (حجرات/ 14) اعراب گفتند: ایمان آوردهایم. بگو: هنوز ایمان (حقیقی) نیاوردهاید؛ ولی بگویید اسلام آوردهایم، چرا که هنوز ایمان به دلهایتان راه نیافته است . . . یعنی ایمان امری قلبی است؛ و چون امری قلبی است، اکراه و اجبار در آن راه ندارد. در روانشناسی اجتماعی، در مورد سه اصطلاح پژوهش شده است: 1. متابعت، 2. همانندسازی، 3. درونیکردن. همانندسازی مبتنی بر آرزوی شخصی برای همانندشدن با شخصیتی صاحبنفوذ است؛ و درونیکردن، ناشی از اعتقاد خاصی مبتنی بر این تمایل است که میخواهیم رفتار و افکارمان درست و صحیح باشد ایمان، درونیسازی نظام تربیتی الهی است؛ نظامی که دو رکن اساسی دارد: ایمان به خدا و عمل صالح. و این ایمان جز با آزادی در انتخاب حاصل نمیشود. اما آگاهی چیست؟ قرآن به پیامبر(ص) میفرماید: قُل هذِهِ سَبیلی اَدعُوا اِلَیاللهِ عَلی بَصیرَة اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی . . . (یوسف/ 108) بگو این راه و رسم من است که من و هر کسی را که پیرو من باشد، با آگاهی به سوی خدا میخوانم. بصیرت را بینایی دل، معرفت و درک، و حجت و دلیل معنی کردهاند پس راهی که پیامبر(ص) و ائمه (ع) و پیروان راستین آنان، بر آن، مردم را به خدا دعوت میکنند، راه آگاهی و تعقل و تفکر و دلیل است. قرآنشناس بزرگ قرن پانزدهم هجری علامه طباطبایی مینویسد: شما اگر کتاب الهی را تفحص کامل نموده و در آیاتش دقت فرمایید، خواهید دید شاید بیش از سیصد آیه هست که مردم را به تفکر و تذکر و تعقل دعوت نموده و یا به پیامبر ـ صلیالله علیه و آله ـ استدلالی را برای اثبات حقی و یا از بینبردن باطلی میآموزد . . . خداوند در قرآن خود و حتی در یک آیه نیز بندگان خود را امر نفرموده که نفهمیده به قرآن و یا به هر چیزی که از جانب او است، ایمان آورند و یا راهی را کورکورانه بپیمایند، حتی قوانین و احکامی که برای بندگان خود وضع کرده و عقل بشری به تفصیل ملاکهای آنها را درک نمیکند به خبرهایی که در مجرای احتیاجات قرار دارد، علت آورده از جمله آیاتی که امام هفتم حضرت موسیبنجعفر ـ علیهالسلام ـ آن را بشارت به اهل عقل و فهم دانستهاند این آیه است: فَبَشِّر عِبادیِ الَّذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیَتَّبِعُونَ اَحسَنَهُ اُولئِکَ الَّّذینَ هَدیهُمُ اللهُ و اُولئِکَ هُم اُولُوالاَلباب. (زمر/ 18 ـ 17) بندگانم را بشات ده! همان کسانی را که سخن را استماع میکنند و آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند. ایناناند که خداوند هدایتشان کرده است و ایناناند که خردمنداناند. استاد مطهری در توضیح این آیه مینویسد: بندگان خدا پس از استماع سخن چه میکنند؟ آیا هر چه را شنیدند، باور میکنند و همان را به کار میبندند، یا همه را یکجا رد میکنند؟ نه، هیچکدام؛ سخن را نقادی میکنند، سبک ـ سنگین میکنند، ارزیابی مینمایند، آن را که بهتر است، انتخاب میکنند و به آن عمل مینمایند. اینها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده (پس هدایت الهی یعنی استفاده از عقل). در آخر آیه میفرماید: به راستی اینان صاحبان عقلِ ژرفاندیش هستند، مغز و اساس مطالب را پس از نقادی به دست میآورند، اما برای عمل نه فقط برای آگاهی و اطلاع. نقد کتاب و مطالب در تمدن ایرانی ـ اسلامی بیسابقه نیست. متفکران مسلمانی بودند که برای اولینبار منطق یونانی را نقد کردند: شیخ اشراق و ابنتیمیه، به صورتی منظم و مدوّن به این کار مبادرت کردند؛ و ابوبکر رازی، نخستین نقدکنندة شکل اول قیاس ارسطویی است. برای پیشرفت علم، همه باید پذیرای نقد عالمانه، اخلاقی و به دور از رنجش نوشتههای خویش باشیم. العاقبه للمتقین
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
:::جمعه ظهر بود شبكه اول بخشي از مستند ساكن صحراي سكوت كه در وصف بازيگر محبوب من
خسرو شكيبايي بود را پخش ميكرد؛صحنه هاي فيلم مرا با بال خيال به كجا ها كه نبرد!!آه از زبان در آمد....
:::سال گذشته در همچين موقعي در اتاقم در مكه مكرمه بودم؛خبر را از شبكه خبر شنيدم و بغض گلويم را فشرد... خسرو شكيبايي را بخاطر سريال خانه سبز عاشقانه دوست داشتم...از باب ريا عرض كنم به نيابت ۴۰ نفر دوباره كه محرم شدم تا عمره مفرده بجا اورم؛ يكي هم به نيابت خسرو شكيبايي عزيز بجا آوردم(چند نكته هست كه آخر اين مطلب نتيجه ميگرم)
:::در فيلم مستند ساكن صحراي سكوت بخشهايي از سريال خانه سبز و بخشي از دكلمه مرحوم خسرو شكيبايي از شعر هاي زيباي سهراب سپهري پخش ميشد ياد دوستاني چون حسن؛ميرنصر؛لطفي،محمود همرنگ نژاد؛سيد هاشم سيد حسني؛استاد تجلي پور؛و بعضي رفقاي ديگر مثل مساح فر؛آژيده؛و چند خاطره ديگر افتادم :::سريال خانه سبز در خصوص قسمتي بود كه رضا به بيماري بنام ::كلروپلاستو مولتي فرم::؛تومور مغزي كه در ذهن و سر پدر خانواده خانه سبز جا خوش كرده بود كه سرطان نام داشت مبتلا شده بود... و من عاشق اين كلمه هستم چرا نمي دانم..... كلروپلاستومولتي فرم!!!!!! شايد بخاط همان تعريفي كه شكيبايي از اين تومور كرد:يك تكه شفاف در مغزم در ذهنم.... :::::: اما نكات: ۱-در اسلام و مكتب شيعه بعضي مكانها داراي ارزش و قرب هستند؛مثل كعبه؛صحراي عرفات؛كربلا؛حجر اسماعيل؛صفا و مروه و غيره... داشتم فكر ميكردم چه زيبا در اين دين؛ هر جايي كه يك انسان دست به كار بزرگي ميزند؛خداوند براساس سنتي كه قرار است حكومت صالحان بست و گسترش يابد؛آن مكانها را را به شيوه هاي مختلف اجر و قرب بخشيده؛در هيچ ديني چنين نيست....جالب اينكه در جهان جنگهاي فراواني بروز كرد اما فقط در جائيكه خونهاي پاك جوانان ايراني ريخته شده هر سال محل عبادت و زيارت مردم در كاروانهاي راهيان نور مي شود و در هيچ كجا چنين عظمتي نيست....همه اينها بواسطه انسان است!! مثلا صحراي عرفات جائيست كه حضرت آدم اعتراف به گناهانش كرد ۲-وقتي مستند شكيبايي را ميديدم و ياد عمره نيابتي برايش افتادم با خود گفتم؛خدايا اين مرد شايد هزار گناه كرده باشد و شايد هزار اشتباه از او ديده باشند؛اما اين مرد در قلب ميليونها ايراني جا دارد؛تا جائيكه پس از مرگش يك نفر به نيابت از او كه شايد هيچگاه مكه هم نرفته باشد عمره نيابتي بجا مي اورد؛خدايا اين آدمها بهشتي هستند؛چرا؟؟ چونكه دل مردم را شاد كردند و صيقل بخشيدن با هنر....آري من معتقدم تنها هنر است كه به سياست؛ديانت؛اقتصاد؛اخلاق؛جنگ و هر چيز ديگر قوام و پايداري مي بخشد؛ هنر خوب بودن و خوب بندگي كردن جاودانگي مي آورد... خدايا ما بنده اي هنرمند؛در بندگيت قرار بده ۳-نماز جمعه ديروز آقاي هاشمي مرا به گفتن چند جمله وا ميدارد الف:مشروعيت حاكميت در اسلام از طرف خدا و مقبوليت از سوي مردم است...بدانيد!! ب:مبدا نگاه جديد به مسائل از خطبه نماز جمعه رهبر معظم انقلاب بود نه خطبه ايشان ج:در ۳۰سال انقلاب و در دهها هزار نماز جمعه اي كه در سراسر كشور برگزار شد هيچكدامش شبيه نماز جمعه ديروز نبود كه با كفش هم بيايند نماز بخوانند؛عده اي با نيت اغتشاش بيايند و فقط تماشا كنند؛در نماز سوت كف بزنند؛نوه يك آقازاده هم بيايد در صف اول با كت و شلوار بنشيند!! عجيب!! د:اين مقاله فوق العاده زيبا را بخوانيد: لينك: کاروان جمل؛ از علی(ع) تا سیدعلی ۴-اين روزها نامه امام علي(ع)به فرزندش امام حسن مجتبي(ع) را ميخوانم؛فوق العاده است؛اينكه رفتم اين مطلب را خواندم فقط بخاطر اين جرقه بود كه ديدم برخي دنبال نامه چارلي چاپلين به دخترش هستند!! نكات فوق العاده در اين نامه حياتي وجود دارد كه در پست بعد به ان اشاره خواهم كرد؛امام علي در جائي به فرزند درباره اينكه چه چيزهايي را لازم است مطالعه كني معياري ميدهد كه من با خواندنش لحظه اي به اوج خوشوقتي رسيدم... حالا چرا بماند براي جمعه دلم!!!! ۵-اين روزها دارم فكر ميكنم ما چگونه مسلمان مي شويم؟!!! بعضي چيزها جلوي چشم آدم است اما براحتي غفلت مارا فرا ميگيرد و گمراهي و حيراني از پي ان.... چقدر جالب وقتي دوباره درك كردم تنها ديني كه تقليد در پذيرش آن هيچ نقشي ندارد اسلام است در اسلام يك اصول داريم يك فروع طبق قوانين اسلام تا خود فرد به اصول اعتقاد نيابد نمي تواند گام در راه مسلماني بگذارد يعني تا خودت به اصول( ۳ گانه از ديدگاه سني ها و ۵ گانه از ديگاه شيعيان )نرسي و باور نكني و مطالعه نكني و يقين بدست نياوري به فروع نميرسي و تقليد فقط در فروع است نه اصول توحيد-نبوت-معاد--- عدل و امامت شما جائزن به تقليد نيستي!يعني بگويي چون دين پدرم و مادرم بوده پس من هم از اين اصول تقليد كنم! نه بايد خودت برسي خدايا چه تهمتها و ظلمها و ناداني ها بخاطر همين جهل از ندانستن و درك نكردن اين مفهوم بزرگ در پذيرش يك دين؛به اسلام وارد شد و بخصوص غربگرايان و مترجمان مقلد داخلي آنها چقدر در باب عدم تقليد.... آسمان و ريسمان بافتند......!!!! آري بايد خودمان با يقين به توحيد و معاد نبوت و عدل و امامت برسيم بعد در فروع مقلد باشيم بگذار اين فكر كردن مرا هدايت كند؛ خدا كه هدايت را از تو بايد خواست نه از عقل خود عقل وسيله ايست براي رسيدن به تو و انهم موهبتي است الهي
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
ديده اي ده كه دگر قامت رعنات ببينم
هر طرف روي نهم؛روي دل آرات ببينم يا كه يك دم بنشين؛تا به كنارت بنشينم يا زه پيشم بگذر؛تا قد و بالات ببينم من كه آن ديده ندارم؛كه تو در ديده ام آيي تو مگر ديده دهي؛تا رخ زيبات ببينم آقا آقا امشب افتاد عبورت ز كجا تا كه بيايم؛ عكس صد قافله در خاك كف پات ببينم عكس صد قافله در خاك كف پات ببينم *****:::::براي جمعه دلم:::::*****
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
فقط و فقط از چشمه زلال است كه اب گوارا روان مي شود از هيچ مردابي كه فساد در وجودش ملكه شده رودي به سمت دريا جاري نمي شود و هيچ ماهي دل پاكي دوست ندارد همنشين مردابهاي متعفن گردد... (البته در مرداب انزلي؛كه همنشين و متصل به درياست؛گلهاي زيبايي ميرود؛چون اساسا مرداب يعني محصور و در جا مانده)
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
1-فيلم سينمايي«به همين سادگي»ساخته رضا ميركريمي كه سي دي اش را خريدم و ديدم؛قشنگ و آرام و ساده بود و يك نتيجه زيبا داشت شايد بدين مفهم كه زندگی به همين سادگيست؛ اما جمله كليدي فيلم: ( روز اول آشنايي مان.... ...... برف مي باريد.... و پديدار شد در مقابل چشمان ما بهشت.....) 2-آنونس يك مستند از زندگي رضا صادقي؛خواننده محبوب من كه با نام « راز شب » ؛بايد لوح فشرده اش را بخرم به نظرم مستند خوبي ساخته شده اما شاه كليد در اين كليپ 3 دقيقه اين بود: ( تو رسم مكتب دل رهايي شرط عشق مشكي فقط يك رنگه يه رنگيش ؛رنگ عشقه........) 3-سينما رفتم و درباره الي را تماشا كردم؛تدوين فيلم ضعيف بود برعكس فيلمبرداري كار كه قوي بود و از همه بهتر بازيگران فوق العاده؛ بازي را زندگي كرده بودند و يا زندگي را بازي كرده بودند؛ لپ فيلم يك دليل بود براي طلاق: كه يك پايان تلخ بهتر از تلخي بي پايان است؛ با شنيدن اين جمله كه دليل طلاق اول امير(شهاب حسيني )بود كاملا با اين دليل مخالف بودم؛اما نكته زيركانه اين فيلم پايان فيلم بود؛جايي كه خيلي ها به ظاهر فكر ميكنند با پيدا شدن جسد و يك كلمه نه جمله اصلي فيلم تحقق مي يابد؛در حاليكه قضيه كاملا برعكس ثابت مي شود؛زيرا يك نفر با دروغش تا اخر عمر بايد عذاب وجدان داشته باشد؛يك نفر با شنيدن يك دروغ تا هميشه بايد يك ديد منفي به نامزدش داشته باشد و هفت نفر آدم ديگر كه به ظاهر پايان يك ماجراي تلخ را تجربه كرده اند؛در گفتن يك دروغ شريك هستند.... و معلومه پاياني وجود ندارد.... حتي پايان تلخ.... پايان تلخ فقط زماني است كه انسان وجدان داشته باشد تا زمانيكه انسانها بي وجدان هستند و فقط مي خواهند دلتنگي خودشان بر طرف شود و نجات يابند تا قيامت تلخي بي پايان بر سر زندگيشان سايه مي افكند.... اين تحليل من از فيلم بود شايد ديگران جور ديگري تفسير كنند) 4-به كتابفروشي فرازمند در خ امام براي چندمين بار رفتم تا يك رمان بخرم اما هنوز نياورده بود؛خيلي تعريفش را شنيدم اسمش بماند براي بعد... اما در جستجوي كتابها به كتابي ترجمه شده از اوشو برخورد كردم؛من همش دلم ميخواست بفهم لپ كلام اين مرد چه بوده؛ديدم مترجم در مقدمه اش گفته (البته اين همان مترجمي است كه كتاب بشنو از اين خموش را هم ترجمه كرده بود) اسم اين كتابش يادم رفت اما لپ كلام تعاليم و حرفها و ايده ها و مكتب اين انسان هندي عبارت بود (عين متن كتاب): تجربه بلافصل واقعيت!!! در مثالش هم اورده بود اگر ميخواهي مفهوم عشق را بفهمي بايد عاشق شوي همچنانكه اگر ميخواهي مزه شيريني را بفهمي بايد شيريني بخوري...... ......................حوصله نوشتن ديدگاه خودم را راجع به اين فرد و اين لپ كلام ندارم....بماند براي اهلش 5-سريال در چشم باد كه جمعه ساعت 10 شب پخش شد و صجنه هاي زيبايي داشت از گيلان و چند جمله جالب براي من ....رشت سقوط كرد ....خالو قربان خيانت كرد و من دنبال اين فكر بودم كه خدايا اجداد ما همين ها بودن كه در اين فيلم هستند پدر بزرگها و مادر بزرگهاي ما ۲۰۰ سال پيش چه كساني بودند چه ميكردند در اين گيلان و .... بايد بيشتر تحقيق كنم در مورد 7 جد انورترم!! 6-فيلم زيباي «ضد حرق» در شبكه 2 هم كه در خصوص دعواي 2 نفر بود خيلي آموزنده و جذاب و مفيد بود لپ فيلم يك دو كلمه با 40روز مداومت در انجام ان بود يعني مسابقه محبت!!!
در مجموع پنجشنبه و جمعه جالبي بود؛فيلمنامه و مقدمات پيش توليد اولين فيلم كوتاهم ِداره كم كم اماده ميشه دنبال بازيگر و اين حرفها هستم؛گردآوري اولين كتابم را هم شروع كردم ؛اميدوارم يك عارفانه و عاشقانه زيبايي در بيايد ؛از چه چيزي گردآوري شده هم بماند براي بعد با يك ناشر هم مذاكره مفصلي كردم؛شكر خدا بد نبود.... به همین سادگی........
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
اين روزها كه ميگذرد در فكرم كه رفتار و اعمال ما و سخنان و گفتار و شعارها و بروندادهاي ما بر مبناي چه چيزي است؟ ما براساس چه مسائلي قضاوت ميكنيم؟براي روشنتر شدن موضوع نكات زير را به ترتيبت عرض ميكنم 1-در حال حاضر در خصوص نحوه پايان زندگي حضرت مسيح و كشته شدن او يا به آسمان رفتنش قضاوتهاي متفاوتي وجود دارد... مثلا برخي مي گويند او را به صليب كشيدند...برخي مي گويند او به آسمانها رفته و در آينده براي ايجاد عدالت ظهور خواهد كرد....بلاخره لپ كلام اينكه چندين روايت وجود دارد كه انسانهاي مختلفي در جهان بر اساس قضاوتي كه مي كنند ؛معتقد به اصولي ميشوند كه در رفتار و گفتار آنها پديدار مي شود 2-دوران پس از وفات حضرت رسول(ص) از پس همين قضاوتها و بروز اعتقادات دو گروه شيعه و سني شكل گرفت؛كه بعدها هر كدام فرقه هاي متفاوتي هم در درونشان مثل معتزله يا شافي و غيره ظهور يافت.... حال بر اساس چه ملاك؟چه مبنايي؟ چه اسنادي؟ گروه هاي مختلف انساني دست به قضاوت زدند و هر يك راهي را برگزيده و سخنان و گفتار و اعمال و قضاوتهاي خويش را در آن مسير قرار دادند... 3-انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد...گروهي گفتند فقط اسلامي...فقط جمهوري...گروهي گفتند اصلا انقلاب اسلامي .....و شد جمهوري اسلامي....حال ملاك قضاوتهاي صورت گرفته چه بود؟بر اساس چه مبنايي قضاوت شد؟حضرت امام خميني(ره) معتقد بودند ما ايران عزيز را براي اسلام ميخواهيم كما اينكه كل بشريت و حركتها و جانفشانيهاي ما براي اسلام است....و گروهي هم بودند مثل امثال مهندس بازرگان كه مي گفتند ما اسلام را براي اعتلاي ايران مي خواهيم و البته شايد هم روزي نخواهيم...و اين داستان ادامه دارد تا هم اكنون از مقدمه و 3 گزينه بالا به يك نكته اساسي ميرسيم و آن يك كلمه مهم است كه در دوران راهنمايي جزو مباحث اوليه و مهم مورد تعليم در دروس ديني ما بود و آن كلمه سرنوشت ساز و حياتي؛ جهان بيني بود.
و حالا جهان بيني.... جهان بيني چه ميكند؟با چند مثال كمي بيشتر به اين سلسله مراتب دقت كنيم: 1-بر اساس كدام جهان بيني ؛انساني جان خويش را در راه هدف خود فدا ميكند؟ 2- بر اساس كدام جهان بيني؛ انساني جان خويش را در راه دين خود فدا ميكند؟ 3- بر اساس كدام جهان بيني؛ انساني جان خويش را در راه وطن خود فدا ميكند؟ 4-بر اساس كدام جهان بيني؛ انساني هر وسيله اي را براي رسيدن به هدفش بر ميگزيند؟ 5- بر اساس كدام جهان بيني حسين فهميده زير تانك ميرود؟ 6- بر اساس كدام جهان بيني؛ مسعود رجوي حاضر به كشتن منتخبين مردم ايران ميشود؛آنهم بنام آزادي خلق؟ 7- بر اساس كدام جهان بيني؛ انسان اصول اخلاقي را ملاك رفتار خويش قرار ميدهد؟ 8-براساس كدام جهان بيني؛ گروهي ولايت فقيه را قبول ميكنند؟ 9- براساس كدام جهان بيني؛ گروهي ولايت فقيه را قبول نميكنند؟ 10- براساس كدام جهان بيني گروهي اسلام را براي حكومت داري قبول ميكنند و يا نمي كنند؟ و هزاران سوال ريز و درشت و مهم ديگر لذا در زندگي هر انساني شايد اولين انتخاب لازم؛ انتخاب جهان بيني مورد علاقه خويش است آري جهان بيني كه از نظر خودش(انسان)؛ وي را به سعادت و خوشبختي آنهم بر اساس ملاكهايي كه خود براي خوشبختي قرار داده ؛رهنمون سازد حال بگذريم از اينكه عده اي حتي مفهوم و ملاك خوشبختي را هم به جهان بيني خود واگذار ميكنند... بر اساس گفتار رايج و محاوره ما..... يك سرباز آمريكايي با وجدان يا بي وجدان؛يك عضو طالبان؛يك سرباز انتحاري و خلبان ژاپني و يك بسيجي عاشق ولايت و يك دختر سنگ بدست در ميدان انقلاب و يك ايسكيموي قطب جنوب تا يك ماهاتا گاندي و نلسون ماندلا هر يك بر اساس جهان بيني خود دست به اقدامي ميزنند.... در بين همه اين جهان بيني ها كه در بعد رفتار ممكن است به عدد انسانهاي متولد شده در روي زمين باشد و در بعد اعتقاد ممكن است به تعداد چندصد جهاني بيني و يا حتي در چند جهان بيني خلاصه كرد؛گروهي باشند كه چنين جهان بيني داشته و براساس آن دوست دارند گفتار و عمل كنند(حال بخاطر خطا پذير بودن انسان موفق هستند يا خير بماند)... معتقد به جهان بيني زير هستند: 1-جهان بيني الهي-اسلامي-شيعي 12 امامي-معتقد به امام زمان غائب-معتقد به اين حديث كه اگر مسلماني در هر زماني امام عصر و حاضر خود را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت مرده(از احاديث معتبر شيعي است)-معتقد به انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(ره) و هم اكنون به رهبري ولي فقيه عادل؛آگاه به زمان؛شجاع؛با تقوا؛مدير و مدبر(اصول قانون اساسي) و اينكه اگر ولي فقيه حتي اگر به عمد گناه صغيره انجام دهد از ولايت خود بخود ساقط مي شود معتقد هستند...... اما نتيجه نمي خواهم بگيريم و فقط يك مثال ديگر و مبناي قضاوت با شما خواننده محترم مثال: ما يك كتابي مي خوانيم؛كه با عقل و اطلاعات محدود ما معلوم نيست چقدر درست باشد؛نقل قولي را در مورد كسي مي شنويم نميدانيم صحت دارد يا نه؟آيا مقدمه و موخره اي دارد يا نه؟انساني را بخوبي با همه ابعاد وجودي نمي شناسيم؟عقلمان كامل نشده!دانستهامان دقيق و كامل نشده!انسانهاي مورد وثوق براي بررسي صحت و سقم برخي خبرها و كتابها و اتفاقات نداريم!گاهي مجبوريم باور يا اعتماد كنيم! يا نكنيم و هزاران شرط ديگر.... آيا با همه اين پيش فرضها كه در دنيايي پر از اخبار و انفجار اطلاعات و پر از دروغ سازي و ريا كاري و وجود هواي نفس و شيطان دروني براي رسيدن به مقاصدي همچون شهرت؛قدرت؛ثروت؛شهوت و غيره مواجه هستيم براستي چقدر قضاوتهاي ما درست است؟ و اما سوال نهايي و همان نكته اي كه هر روز بايد آنرا مرور كنيم من چه جهاني بيني را با عقل خويش بر گزيدم؟و اعتقاد پيدا كردم؟و چگونه در گفتار و عمل من متجلي مي شود؟ و چقدر هر روز خود را ميتراشم تا به عمل و گفتار به شكل جهان بيني كه انتخاب كرده ام نزديكتر شوم؟؟ بيشك جهان بيني را دوست دارم برگزينم كه:سعادت مرا تامين و تظمين كند اما بگذاريد از اين پس انچه در دل دوست ميدارم را بيان كنم: من دوست دارم جهان بيني داشته باشم كه دنيا و در صورت وجود آخرت مرا تامين؛تضمن و تعريف كند من دوست دارم جهان بيني را انتخاب كنم كه براي هر چيز اين جهان پاسخي داشته باشد من دوست دارم جهان بيني داشته باشم كه انسان در آن كرامت داشته باشد من دوست دارم جهان بيني انتخاب كنم كه سعادت جامعه را تظمين كند و حال مي گويم من فكر ميكنم: جهان بيني الهي كه معتقد به سر چشمه وحي و كتاب آسماني قرآن و مفسراني چون عترت اهل بيت(ع) و متكي بر عقل سليم باشد؛ تنها راه سعادت من است پس خدايا كمكم فرما تا ابتدا جهان بيني خويش را خوب انتخاب كرده؛خوب بفهمم؛خوب عمل كنم؛و فداي تعميم آن و عاقبت بخير شوم.
توجه:لطفا با سوالات خود مطلب را به مسائل امروز ربطه نداده و به چالش نكشيد؛بلكه با نظرات خود انچه در دل و انديشه داريد مطرح و بيان كنيد ؛آنگاه اگر به چالش كشيد؛خيلي هم خوب است و به نظرم در بحث مي توان شركت كرد.
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
----------------------------------------------------------------------------------------- در فيلم آژانس شيشه اي در قسمتي از مكالمه حاج كاظم با پليسي كه امده بود تا به او بگويدامنيت ملي بخطر افتاده برو ببين؛ بي بي سي و سي ان ان در مورد اين گروگانگيري چه ميگويند در جوابش گفت: اگر امنيت ملي شما رو بي بي سي و سي ان ان مشخص ميكنه؛پس هر كي قبله خودش را بچسبه حالا شده حكايت امروز برخيها ... اما يك خواهش براي سعادت همه ما؛همه كسانيكه با حضور در تجمعات؛با ايملها با نظرات با وبلاگها با نشريات با سخنرانيها بر طبل ابطال انتخابات و خاموشي 24 ميليون حامي دكتر احمدي نژاد مي كوبند؛ بيائيم به اين فرمايش زيباي امام متقين علي(ع) گوش فرا داده و عمل كنيم كه فرمودند: در فتنه ها همچون شتر دو ساله باش كه نه پستاني براي شير دوشيدن دارد نه كوهاني براي سواري دادن اين روزها كه براي برخي كسب خبر دقيق؛سالم و صحيح مشكل شده!!؛و از بي بي سي و ماهوارها و انواع سايت و وبلاگهاي بدون نام نشان رسمي منبع خبرشان شده و بدتر از آن منبع و ملاك قضاوت در مورد نظام و رهبري و ديگران نيز آنرا قرار ميدهند و از اين سو هر روز ابعاد تازه تري از دروغها؛تهمتها؛حقايق و آمارها منتشر مي شود و رسوايي مخالفان نظام را بيشتر عيان ميكند؛ بهتر است همه با هم شتر دو ساله باشيم! چرا يك روزي آتشي و تند؛ يك روزي سرد؛ يك روزي غرق تفكر؛ يك روزي خشونت طلب؛يكروزي تائيد و يك روزي تكذيب كننده باشيم؟؟ هر چند واقعيت اين است كه خيلي ها دنبال خبر درست نيستند خيلي ها دنبال آن هستند كه آنچه خودشان مي گويند و دوست دارند همان را درست پندارند و همان هم بشود!! و البته خدا ميداند حقيقت چيست !!! و چه كساني خادم ملت هستند و چه كساني خائن به ايران باز هم سخني از امير المومنين علي(ع) كه فرمودند: حق را به اشخاص نشناسيد بلكه حق را بشناسيد تا محقها و سخن حق را بتوانيد بشناسيد. براستي خونهايي به ناحق ريخته شده؛ صدها هزار شهيد ايراني در 8 سال دفاع مقدس و صدها شخصيت برجسته توسط ترور منافقين و هزاران خانواده زير بمبارانهاي بعثي كشته شده و در همين گيلان ما توسط منافقين بيش از 110 شهيد ترور داريم؛ برابر با چه چيزي است؟؟برابر با چه خوني است؟چرا امام خميني(ره) فرمودند رهبر ما آن طفل 13 ساله است كه آگاهانه و با اختيار براي دفاع از ناموس و اسلام و ميهن به زير تانك رفت؟؟ وسوالي كه هيچ گاه تا كنون نتوانستم جوابي روشن بيابم چرا خيلي از كسانيكه حتي يك قدم هم براي اين ايران و براي اين انقلاب و براي اسلام گامي برنداشته اند اين همه متوقع هستند؟ و چرا خيلي ها از هر چه دم ميزنند؛همان نيستند و همان را هم نمي كنند و البته اول با خودم هستم!!! = = = = = لينكهاي زير را هم كنار ديگر اخباري كه مشاهده و مطاله مي فرمائيد؛ملاحظه كنيد+++
لينك۱: آقای موسوی، لطفا بخوانید. مردم عزیز، لطفا قضاوت کنید. لينك۲:تصاویر/ پیشگوییهای 24 میلیونی دو قطب انتخابات لينك۳:مشاور شهيد رجايي:آقاي موسوي!بني صدر چه کرده بود که شما نکرديد؟ لينك۴:موسوي دعوت صدا و سيما را رد كرد لینک ۵:افشاي نقش سازمان مجاهدين در آشوبهاي اخير توسط عضو سازمان لینک۶:گفتگو با خانواده شهیدان فیض و غنیان-به خونخواهي فرزندانمان از موسوي شکايت کردهايم لينك۷:موسوی قطعا مسئول خون " ندا صالحی " است. لينك۸:زمينهسازي براي دور کردن ميرحسين از محاکمه قضايي؛ گام بعدي اطرافيان موسوي لينك۹:نويسنده کافه پيانو:شک ندارم انتخابات دوباره برگزار شود آراي احمدي نژاد افزايش قابل ملاحظه اي دارد لينك۱۰:نامه معاويه به مردم و دعوت براي شورش عليه حضرت علي(ع) لينك۱۱:نامه يک روستايي به روشنفکران:ما واقعا" شرمنده ايم از اينکه به چشمانمان اعتماد کرديم لينك۱۲:پاسخ به سوالات خويش در باب انتخابات را از اينجا بيابيد ؛ بخوانيد و به قضاوت خويش بنشينيد لينك۱۳: هر شبهه اي در امر انتخابات داريد با فرصت ؛با دقت و با وجدان اين مطالب را بخوانيد؛آمارهاي مقايسه اي را دقت كنيد
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
با لینکهیا جدید در انتها به روز شد لينك جديد:انتقاد همسر ندا آقا سلطان از رسانه هاي حامي موسوي لینک۱:قاتلان "فاطمه طالقاني"ها، ابايي از كشتن "ندا " ها ندارند لینک۲:درباره قتل ناجوانمردانه و مشكوك يك هموطن لینک:عقبه فتنههاي اخير در خانههاي تيمي كشف شده است(این خبر را تا انتها بخوانید)
مقدمه:سلام خدمت همه دوستان غير همفكر؛همه دوستان همفكر؛دوستان همراه؛دشمنان دوست نما؛دوستان دشمن نما؛در اين پست كه حرفهاي فراواني هست تقديم ميكنم اول به خودم؛بعد به كسانيكه ميخواهند بخوانند و معتقدند دانستن و تحليل و قضاوت حق مردم شريف ايران است؛البته امنيت و آرامش و سلامت انتخابات هم حقشان است. در اين پست از قتل دلخراش ندا صالحي تا مادر و دختر كه در مهد كودك كشته شدند تا آراء صندوق به صندوق در گيلان و كاريكاتور و عكس و دهها لينك خبري و تحليلي مفيد تقديم ره پويان راه حق و حقيقت ميكنم و اميد دارم به خداوند مرا نيز هدايت و در مسير شناخت و دفاع از حقيقت قرار داده و استوار نمايد. ====================================================== لطفا ابتدا اين نامه خطاب به رهبري را مطالعه فرمائيد:افشاي نكاتي حساس و خيلي مهم از تاريخ لينك**آقاي موسوي! از کدام «امام» سخن مي گوييد؟ لينك**تمسک یکجانبه به قانون و خط امام؛البته از امثال شما بعيد نيست!! لينك**بعضي با «توهم سبز» يا «توطئه سياه» مي خواهند ميان اين قلبها ديوار بکشند. لينك**مادر بچه ها:اگر احمدي نژاد راي بياورد من آن دنيا از سر تقصيرات پل صراط نمي گذرم! **نگاهي به نگاه طرفداران موسوي به خيل «جوات» ها؛ بسته نگه داشتن چشمانِ از پيش بسته
لينك**گیرنده: میرحسین موسوی لينك**تحليل علمي انتخابات رياست جمهوري 1388-کارشناس ارشد دانشگاه شریف
لينك يك مقاله زيبا و مفيد و جالب براي متوهم ها:*پايان خاتمي*×داستان پايان خاتمي× لينك:عاقبت قانون گريزي موسوي و مرگ دلخراش نداصالحي آقا سلطان لينك: خبر لينك مهم:شليك تكتيراندازهاي منافقين به مردم و مخابره فوري تصاوير لينك مهم:من طرفداران میرحسین موسوی را مقصر کشته شدن عزیزانم میدانم **لينك :::: كاريكاتور××× انسانم آرزوست××× **ارتباطي به موضوع نداره!؟:نينا فرولاوا:تنها دين اسلامه که شخصيت زنرا اينقدر ارزشمند مي داند
**
دلم گرفته حاجمصطفي! من که مثل تو نميتوانم ببينم و ساکت باشم. نيستي ببيني خيل دزدان ناشي را! رفيقان نارفيق را! جماعت نقابدار را! دوستان نادان را! و دشمنان بسي دانا را! رفتي و نديدي روزگار نابرادريها را. نديدي روزگار ارزانشدن آبرو و حرمت را. نديدي روزگار لطيفهشدن اخلاص و تقوا را. نديدي روزگار ابتذال معنا و حقيقت و ارزش را. روزگار تهيشدن مفاهيم و واژهها را. روزگار تقليد تعقل را. كجايي ببيني كه جنگ همان جنگيست كه از روز ظهور اسلام در گرفته تا كنون به راه است؛وقتي ان مرد يك انسان به زمين افتاده را سيلي زد با خودم گفتم اين همان جوان منافقي است كه ۳۰ سال عقده انقلاب و امام و اسلام در دلش بود و آمد و در سن ۵۰سالگي؛ خالي كرد؛وقتي برخي در سايتها و روزنامه ها و وبلاگهايشان يك روز انقلابي و يك روز نان به نرخ روز خور مي شوند؛عده اي هم فقط انتظار دارند ديگران خون و جان بدهند اما خودشان به اندازه سر سوزني جرات و جسارت و منطق و شرف و انسانيت ندارند كه لااقل از حرف به اصطلاح حقشان دفاع كنند؛به آن دختر و پسري كه آمدند و چوب خوردند و جان دادند و شايد هم نميدانند ملعبه دست دشمنان ايران و هواپرستي يك كانديدايي كه به قول حامي ميليارديش: انگار ۲۰ سال در غار زندگي ميكرده ؛و هنوز نميداند كه صندوقها را در محل راي گيري و با حضور ۱۰ تا ۲۰ نفر و با دورنگ سبز و آبي مي بندند و بعد در نامه اش بنويسد از اول در صندوقها راي بوده؛و او انگار اصلا رنگ صندوق را نديده كه چقدر شفاف است ؛انسان به اين همه توهم؛ناداني و دروغ پردازي و حق بجانبي چه بگويد. اما حرف؛ حرف اينها نيست؛اكثر كسانيكه امروز مي بينم جزو اين چند دسته اند: -عده اي از قبل از انتخابات؛نه موسوي؛نه نظام؛نه انقلاب و نه امام ورهبري را قبول نداشتند اما براي خالي كردن كينه هاي خود پشت موسوي ايستادند؛اينها همان كساني هستند كه در بهار ۱۳۵۸ به جمهوري اسلامي راي ندادند و يا اجدادشان هم راي ندادند ان ۲درصد هم اكنون هم ۲ درصد هستند -عده اي نظام و امام را قبول دارند اما به رهبري و برخي مسائل ديگر مشكل دارند؛اينها هم اينروزها جلوي رهبري قد علم كرده اند كه البته بسيار قليل هستند -عده اي نظام و امام و رهبري را قبول دارند اما خب سلايقشان به دكتر احمدي نژاد و بعضي از تيپها جور نيست و خيلي سفت و سخت منتقد دكتر هستند؛كه عده قابل اعتنا و قابل احترامي هستند و شايد به ۱۰ ميليون واجد شرايط برسد -عده اي هم دلبسته به شعارهاي دكتر و دلخسته از اصلاح طلبان و دوم خرداديها و بعضي از جريانات ظاهر ساز و نان به نرخ روز خور هستند و ضمن قبول نظام و امام و رهبري؛دلباخته دكتر هم شدند و اينها نيز عده قابل ملاحظه هستند شايد به اندازه تفاوت آراء۱۷ تا ۲۴ ميليون -عده اي هم فدائيان راستين اسلام و انقلاب و امام و رهبري و اهل تشخيص و گوش به فرمان رهبري و فرمايشات ايشان در همه مواردهستند كه جمعيتي كثير از هم وطنان متدين ايران زمين مي باشند حال ديگر تقسيمات بماند لكن عدم شناخت صحيح دشمنان ايران و اسلام و همپيمانان داخلي و فريب خوردگان و ضد انقلابها هميشه در تشخيص اين گرايش رنگين كماني اشتبه در تخيمن درصدها و بلعكس جلوه دادن ان بوده است؛كه هيچگاه به ياري خدا بجاي هم ِنواهند رسيد. لينك:آمار آراي صندوق به صندوق استان گيلان: آراء انتخابات گيلان لينك:كارشناس غربي: مدعيان تقلب در انتخابات حتي يك برگ مدرك ندارند لينك:آراي تفكيكي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در 30 استان كشور لينك:كساني كه ساز بطلان انتخابات را ميزنند، خودشان را باطل ميكنند لينك:60 درصد دستگيرشدگان آشوبها در انتخابات شركت نكردهاند لينك:شکست حلقه اول یاران موسوی/ شجاعیزند یادداشت انتقادی نوشت لينك:چرا وارد مسابقهاي شديد كه ادعا ميكنيد پايين و بالاي آن را قبول نداريد؟ لينك:چرا با اين سرعت متوسل به روش ديکتاتوري شديد؟ لینک جدید:عامل تيراندازي به ندا صالحي تحت تعقيب است لینک جدید:پدر شهيد غنيان : مسئول خون فرزند من مير حسين موسوي است لينك جديد:طبق قانون مجازات اسلامي موسوي در تمام اغتشاشات شريك جرم است لينك جديد:آيا موسوي تا حالا يك دروغ هم گفته است؟يا نه؟ لينك جديد:افسانه تقلب 11ميليوني-سريالي به كارگرداني ابوالحسن مو...... لينك جديد:موسوي با ادبتر ين مرد جهان و حاميان ادب او ؛پاكترين!!؟؟؟
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
هر كس از اعمال عقب بماند؛از انقلاب جا مانده است آقايان خادم انقلاب باشيم؛نه صاحب انقلاب! خميني كبير(ره) لطفا اين جملات تاريخي را بخوانيد و به لينكها هم سري بزنيد: -
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
|