|
دستهای خالی را ؛الهي بپذير و درگذر ؛ که جز تو هيچ کس نمي گذرد و نمی پذیرد |
|
بخوانیم و بدانیم که راه عارف حقیقی از کجا میگذرد
ايشان تأكيد داشتند كه "در عمل" معلم و مربي ديگران باشيد. مي فرمودند:«کونوا دعاة إلی الله بغیر السنتکم؛ با عملتان دعوت به سوی خدا بکنید، نه با زبانی که آیا عمل بکنی یا نکنی.
ايشان انسان ها را به دو دسته «متیقن» و «غیر متیقن» تقسيم مي كردند و مي فرمودند:«یقین دار می رود تا به آخر به سوی یقین به شرط اینکه پایش را از یقینیات، از گلیم یقینیات، زیادتر دراز نکند و یقینیات را غیر یقین نداند- با یقین راه برود، با غیر یقین توقف کند تا به یقین تبدیل شود و احتیاط بکند تا یقین بشود. پس قهراً اشکال در کارهای ما زیاد است از جمله همین است که ما با اینکه یقین داریم بی یقینیم، با یقینیم اما چنان یقین را کالعدمش کرده ایم که گویی یقینی نداریم و إلا اگر با یقین معامله یقین می کردیم، با لا یقین معامله یقین می کردیم، راحت بودیم. ولو یقین داشتیم به اینکه شهید می شویم نه مگر شهید شدن چی است؟ شهید شدن شکست خوردن است؟ نه سید الشهداء علیه السلام شکست نخورد، غالب شد، حالا هم غالب است پیش اهل بصیرت. یک زمانی هم خواهد آمد که نوع مردم، یقین پیدا خواهند کرد که چه راه خلافی بود ما رفتیم، راه بدی بود ما رفتیم؛ هفتاد و چند سال با شیوعیت [کمونیستی] زندگی کردند، بر ضد دین تبلیغات کردند، کارها [کردند] کشتند هر که را که با خودشان می گفتند مخالف است، بعد فهمیدند نه بابا آخرش چاهِ هلاکت است، آخرش هیچی است. این درندگی و توحش از این است که از همان روز اول خدا را فراموش کردند. خاطرتان جمع باشد، اینهای دیگر هم، اینهای دیگری که حالا هستند با آن همه تشخصاتی که دارند، آخرش پشیمان می شوند؛ اما یک روزی که پشیمانی هم شاید به حالشان فایده ندارد.» ايشان جوانان و نوجوانان را به خدا توجه مي دادند و مي فرمودند:«هر کلمه ای از هر کسی شنیدید، دنبال این بروید که ايشان همچنين مي فرمودند:«مقصود، همین که انسان بداند که خدا می داند، کار تمام شد، دیگر معطل نباشد، همه چیز را تا به آخر می فهمد [که] چه باید بکند و چه باید نکند، از چه منتفع می شود و از چه متضرر می شود، [خداوند] ما را می بیند. [آیا] میتوانیم [با اینکه] سر سفره او نشسته ایم، با همدیگر نزاع بکنیم؟ [مثلاً] آن غذا را من جلوتر دیدم، من باید بخورم؛ او می گوید من اول این را برداشتم، من باید این غذا را بخورم، سر این دعوا بکنیم و مقاتله بکنیم؟! تمام این جنگهایی که حکومتها دارند، از همین قبیل است؛ سر سفره کریم نشسته اند، او هم می بیند. دستور هم معلوم است که چیست، [خداوند] از چه خوشش می آید، از چه بدش می آید. از آزار به غیر حقّ، بدش می آید؛ از احسان به حق در جایش، خوشش می آید، همه اینها را می داند و ما هم می دانیم که او این دستور را داده و اینها را می داند و می بیند، آیا این کار[ها] را می کنیم؟ آدم جلوی یک نفر آدم عادی هر گونه معصیت نمی کند، با اینکه شخص عادی است، شاید قدرت من از قدرت او بیشتر باشد نتواند به من[کاری کند]، اما همین قدر به من بدبین می شود، با من بد می شود، یک وقتی اگر فرصت پیدا کرد کار ما را تصفیه می کند. اما خدا که این جور نیست، خدا قادر است و عالم است و دستور هم داده و می داند « چه کسی می داند و چه کسی نمی داند »، همه اینها را می داند. [آیا] جلوی او می توانیم مخفی بکنیم، یا نه آشکار کنیم طوری نمی شود، نمی تواند کاری بکند، آیا این جور است؟ [آیا] هیچ فایده برای ما دارد، [آیا] می توانیم مخفی کنیم؟»
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
اگر جوان هستيد، اگرآخرين مطلبي كه مطالعه كرده ايد تصميم كبري بوده است، اگر قدرت
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
خانم عرفان نظر آهاری
هر آدمی دو قلب دارد، قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حضورش بی خبر. قلبی که از آن با خبر است، همان قلبی است که در سینه می تپد، همان که گاهی می شکند، گاهی می گیرد و گاهی می سوزد، گاهی سنگ می شود سخت و سیاه، و گاهی هم از دست می رود. با این دل می شود دلبردگی را تجربه کرد. دل سوختگی و دل شکستگی هم توی همین دل اتفاق می افتد. سنگدلی و سیاه دلی هم ماجرای این دل است. با این دل است که عاشق می شویم، با این دل است که دعا می کنیم، و گاهی با همین دل است که نفرین می کنیم و کینه می ورزیم و بددل می شویم. اما قلب دیگری هم هست. قلبی که از بودنش بی خبریم. این قلب اما در سینه جا نمی شود، و به جای آنکه بتپد، می وزد و می بارد و می گردد و می تابد. این قلب نه می شکند و نه می سوزد و نه می گیرد، سیاه و سنگ نمی شود، از دست هم نمی رود. زلال است و جاری، مثل نسیم. و آن قدر سبک که هیچ وقت، هیچ جا نمی ماند. بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملکوت می رقصد. آدم همیشه از این قلبش عقب می ماند. این همان قلب است که وقتی تو نفرین می کنی، او دعا می کند، وقتی تو بد می گویی و بیزاری، او عشق می ورزد، وقتی تو می رنجی او می بخشد... این قلب کار خودش را می کند، نه به احساست کاری دارد. نه به تعقلت، نه به آن چه می گویی و نه به آن چه می خواهی و آدم ها به خاطر همین دوست داشتنی اند. به خاطر قلب دیگرشان، به خاطر قلبی که از بودنش بی خبرند.
توضیح: این مطلب را از وبلاگ سرکار خانم شادی برداشتم(با تشکر از ایشان) عنوانی که ایشان برای این مطلب برگزیده بودند:می وزد و می بارد و می گردد و می تابد
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
مشاور استاندار گيلان: جوانان نقش جدي در مشاركت مردم درانتخابات دارند لینک خبر
مشاور استاندار و رييس گروه مشاوران جوان استانداري گيلان گفت: جوانان نقش جدي و تعيينكننده در مشاركت آگاهانه و حداكثري مردم در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي دارند. "جواد شفيعي ثابت" روز دوشنبه ۲۹/۱۱/۸۶ در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری ايرنا افزود: وي گفت: حضور پرشور مردم بويژه جوانان در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، حماسه بزرگ و ملي را در كشور رقم خواهد زد. "شفيعي ثابت" با بيان اينكه-----... بقیه در ادامه مطلب
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
به نوشته اعتماد، روز گذشته، علي احمدي رهسپار قم شد تا دومين عضو کابينه باشد که در هفته گذشته به ديدار حضرت آيت الله مصباح ميرود. هفته گذشته وزير علوم براي ديدار با رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) عازم اين شهر شده بود. چند روز پس از او، علي احمدي که پس از استعفاي فرشيدي سرپرستي وزارتخانه تحت امر او را به عهده گرفته است به قم رفت تا نخستين ديدارهايش به عنوان عضو کابينه دولت نهم با مصباح يزدي باشد. حضرت آيت الله مصباح نيز در اين ديدار از وعدههاي وزير سابق آموزش وپرورش به وي سخن به ميان آورد و از «عدم همکاري دولت با مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني» انتقاد کرد. مصباح عيب اساسي «نظام آموزش وپرورش» را «تسلط فرهنگ غيرديني بر آن» توصيف کرد که به گفته او «ميراث گذشته» است.
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
استانيها جا نمانند! شوراي همگرايي اصولگرايان جايگزين شوراي هماهنگي با وجود تلاش فراوان جریان ضداصولگرایی برای القاء اختلاف در میان اصولگرایان، "شورای همگرایی
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
«شیخالاسلامی» رئیس گروه مشاوران جوان شد
محمود احمدی نژاد رییس جمهور، در حكمی عبدالرضا شیخ الاسلامی رییس دفتر خود را با حفظ سمت به عنوان «مشاور رییس جمهور و رییس گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری» منصوب كرد. به گزارش دفتر امور رسانههای رئیس جمهور، متن كامل حكم رییس جمهور به این شرح است:
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
رحمت خدا بر سيد مرتضي آويني. بعد از گذشت چهارده سال از شهادت آقا سيد، يك بار ديگر عاشوراي سيد مرتضي يادت مي آيد كه گفتي كار فرهنگي يارانه پذير است؟ بعد از شهادت تو رفتند آقايان راهي را كه رفتند! يكي به دنبال خريد فلان كارخانه سيگارسازي رفت و ديگري سفره خانه سنتي راه انداخت و آن ديگري جوراب استارلايت توليد كرد تا با پول اين ها كار فرهنگي مستقل انجام دهند. بايد چو عمر قرن هايي سر بيايد
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
عصر جدید و امکانات جدید و رسانه های جدید و ظرفیتهای جدید در انسانها همه و همه عناوینی است که باید بفهمیم و بدانیم و ... اخیرا وبلاگهایی با ادعای اطلاع رسانی در عرصه خبر های استانی گیلان از جمله شهر من رشت/احیاگران/اخبار گیلان/خزر نیوز/املش نیوز(وبلاگ) ایجاد شده که دست به انتشار اخباری می زنند گاه از سر عدم اطلاع گاه از سر خیال پردازی و گاه از کنار هم نهادن چند خبر و تحلیل خودشان و اعلام نتیجه برای مخاطبین …. هر انچه که باشد تا انجا که به منافع ملی صدمه نزند مشکلی نیست و نقد و اظهار نظر و انتشار خبر راست و دروغ هم آنچنان مهم نیست زیرا بلاخره زمان همه چیز را روش می کند.... اما از انجائیکه در روزهای اخیر مطالبی را و وبلاگهایی را به بنده منتصب کرده اند و دوستانی با عناوین بسیجی(البته مطمنا با خوي و منش بسيجي نبوده از اين اسم فقط استفاده كرده ... حالا چرا؟؟؟ بماند) و غیره بنده را متهم به اداره کردن آنها نموده اند. لازم دیدم طبق اصول دینی که دستور داده باید خود را از معرض اتهام به دور نگه داریم و برای اینکه کسی به گناه تهمت دچار نشود: اعلام میکنم جز همین وبلاگ اصولگرای اصلاح طلب هیچ وبلاگی نداشته و هیچ وبلاگ دیگری را اداره نمی کنم و مسئولیتی در قبال انها ندارم و حاضرم شهادت دهم. امید است اظهار نظر کنندگان و وبلاگ نویسان بازهم بنویسند اما تهمت نزنند و به قول استاندار محترم دروغ ننویسند.
+
تاريخ ساعت نويسنده جواد شفیعی ثابت
|
|